Machine transcription
(٥٣٧)
حصص شرقی افغانستان سلطنت کرده اند و سلاله ئی را که قبل از ایشان از
کابل به جنوب هندوکش حکمرانی داشتند به لقب « شاهی » یا « شاهیا »
یاد کرده و ایشان را « شاهیای کابل » هم خوانده و به اصطلاح خود آنها را
به دو دسته ترکی و هندوبا بر همنی تقسیم نموده است (۱) . « کلهنه » شاعر
و مورخ کشمیر در اثر خویش موسوم به « راجاتر انگینی» که قریب ۱۱۸ سال
بعد تر از الهند البیرونی نوشته شده هندو شاهی یا برهمن شاهیان را اعم ازینکه
مرکز شان در کابل یا در حصص شرقی افغانستان در حوالی اتک در « و یهند»
مرکز زمستانی کشاتریه کاپیسا بود به لقب « شاهی » یاد کرده است . همین
قسم بلاذری هم یك دفعه بدون اینکه اسم پادشاه کابل را متذکر شود او را به
صفت « کابلشاه » خوانده به همین ترتیب کلمه (رای) و ( رایان ) و ( ملك )
و (ملکا) که بصورت مفرد و جمع در پراکریت های محلی افغانستان به معنی
شاه و شاهان بود در مسکوکات و القاب شاهان جنوب هندوکش مورد استعمال داشت.
از روی این ملاحظات اینقدر میتوان گفت که خاندان های شاهی و امرای
محلی جنوب هندوکش که پایتخت های اولی به تدریج کاپیسا « کابل » ویهند
و مراکز دسته دومی اینجا ها یا در جاهای دیگر مثل گند ها را « بامیان »
وجیرستان گردیز غور زمین داور و غیره بود عموماً بصلت (شاه ) یا «شاهی»
یاد شده اند و چون به بشرحیکه پایان میدهیم « کابل » مرکز سلطنت مرکزی
تمام جنوب هندوکش شده بود « شاهی های کابل » یا « کابلشاهان » عنوان
و لقبی است که از طرف عموم مورخین با مختصر تغییری در تلفظ استعمال شده
و این عنوان و لقب از عصر کیدارا « اوائل قرن چهارم مسیحی » تا ختم سلطنت
احفاد برهمن شاهی های کابل در ویهند « ربع اول قرن ۱۱ مسیحی » مدت تقریباً
هفت قرن خاندان های شاهی و امرای محلی کابل زمین را در جنوب هندوکش
(۱) صفحه ۱۰ البیرونز اندیا ترجمۀ ساشو .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
