Machine transcription
(٥٠٥)
میداورد و دیگر اینکه بقایای یفتلی در کاپیسا و بامیان و زابل و بادغیس
و غرجستان ووجیرستان، و دیگر نقاط ، قرار گاهها و تمرکز گاها و امارات
داشتند . پس به استناد به این دو مطلب اخیر گفته میتوانیم که بعد از قرن
٧ مسیحی امرای محلی که در گوشه و کنار آریانا به سلطنت رسیدهاند منجمله
دودمانهائی که در کاپیسا و کابل هسته مرکزی سلطنت و اداره مملکت در
دست آنها بود و عموماً از عنصر مخلوط کوشانو یفتلی بودند و شارهای غرجستان
و شیرهای بامیان و غیره را یا یفتلی یا از عنصر مخلوط کوشانو یفتلی میتوان
حساب کرد.
قراریکه در اخیر همین فصل خواهیم دید شبهئی نیست که مانند صفحات شمال
در جنوب هندو کش هم با وجود سلطنت مرکزی کاپیسا یکعده امرای محلی
جزء و غیر جزء آن وجود داشت و برخورد هر زایر وسیاح و مورخ با یکی از
آنها در محلی و در وقتی و یا کشف مسکوکات آنها از معابد ویرانه واسته په ها سبب
شده است که تپیکی ملکها، ترکی شاهی، رتبیل هاو تروکشهها،
شارها، شیرها، غوز شاهیا و غیره از قرن هفت مسیحی به بعد جزء تاریخ
افغانستان قدیم بیشتر در جنوب و حصص مرکزی هندوکش ثبت گردد ولی
این خاندانهای شاهی و امرای محلی از روی عرق عموماً با بقایای
کوشانیهای خورد یا بقایای یفتلیها و یا مخلوط «کوشانو یفتلی» است (١)
بهر حال سلطنت مرکزی کاپیسا را که این فصل وقف آن شده است با طوریکه
(١) ملتفت باید بود که وو کونگ چی نی در نیمه دوم قرن ٨ از امرائی به القاب (ته له- ته له تی
وتجین) در حوالی گندها را حرف زده است و از تجین یا تکین شاهیها سکههائی هم بدست آمده
است. این امراء را بعضی از سیاحین و مورخین اسفل تو کیو (ترك) خواندهاند و اگر
ترکی شاهیهای البیرونی عبارت از همین تکینها باشد ایشان را میتوان ترك خواند و میتوان
گفت که مرکز امرای تگین شاهی همان قندوز بوده و مسکوکات ایشان در جنوب هندوکش
انتشار یافته است.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
