Machine transcription
(٥٠٤)
بادغیس، غرجستان، بامیان، و جیرستان، مالستان، کهستان سمت شمالی، در کهستانات اطراف غزنه و گردیز پناهنده شده و ازین آشیانه های سنگی وقت بوقت سربلند کردند چنانچه در (صدق آباد) از ریزه کهستان شمالی اخیراً قبرستان بزرگی و مسکوکات بعضی از شاهان آنها که تا حال نام و نشان ایشان را تاریخ سراغ نداشت کشف شد . در جنوب هندوکش کاپیسا و کابل (۱) و زابل بیشتر اقامتگاه یفتلی ها و عنصر کوشانو یفتلی بود . طوریکه در فصل یفتلی (فصل یازدهم) اشاره شد کلمه (زابل) که در دوره های اسلامی مفهوم بزرگ جغرافیائی و عرفی پیدا کرد و در داستان های حماسی و رزمی داخل شد اصلاً کلمه یفتلی بود که اصل آن به شهادت مسکوکات «یفتل شاهان» (ژوبل) بوده (۲) و (زابل) گردیده (ژوبل) یا (ژاول) اصلاً اسم یکی از قبایل یفتلی بود که در حوالی غزنه و جاغوری استقرار یافته و اینجا بنام آنها به زابل علم شد و مفهوم جغرافیائی آن در مرور زمانه تا قندهار و حتی سیستان وسعت پیدا کرد.
اگر در تاریخ افغانستان دقت شود در طی قرن ۷ و ۸ و ۹ و ۱۰ امرای محلی زیادی در گوشه و کنار مملکت بمیان آمده اند که برخی را ماخذ چینی، عده ئی را منابع عربی، بعضی را کتب سانسکریت و حتی فارسی، عده ئی را مسکوکات برخی را تصاویر رنگه دیواری کم و بیش معرفی کرده، و از بعضی مجسمه هائی هم بدست آمده . این امرا و شاهان و سلاله ها عموماً از نقطه نظر عرقی یا یفتلی یا مخلوط کوشانو یفتلی بوده و هر کس و هر منبع به زعم خود ایشان را به کشاتریه رتبیل شاه، تگین، تروکش، خیونی، ترك وغیره یاد کرده اند و هرج و مرجی تولید نموده اند حال آنکه دو چیز پیش ما روشن است یکی اینکه اکثر این سلاله ها سلسله نسب خویش را به دودمان کوشانی مخصوصاً به کنیشکا نسبت
(۱) از دیمیزنگ هم مسکوکات و ظروف گلی یفتلی ها بدست آمده است.
Memoirs of The Archaeological Survey of India No 32 (۲)
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
