Machine transcription
(٤٢٢)
چو این معنی بخاطر دل نشین کرد بی سامان این جمعی گزین کرد
ارادت پیشگان دولت و دین كمر بستندچون نی بهر آئین
عماراتی كه میزدسر برا فلاك بآئين بستش گشتند چالاك
از زربفت خطا و مخمل چین درود یوار آن دادند آئین
دگر ز ائین های مهر کر دار كه عكسش كر د عالم را طلا كار
زروز عید گر شد جلوه افروز رخ شب داد رنگ چهره روز
مغنی ها ز آواز نی و چنگ چوبلبل نا له ها كردند آهنگ
بزرگ و كوچك از آوازۀ رود الم برد از سامان دم و دود
بقا نون مغنی ناله سر کر د که غم از پرده دل سر بدر کرد
چنان بر مطربانش آتش افروخت که بط در عالم آب از اثر سوخت
سرا مجد از ته دل ناله طنبور كه عشاق از نوایش گشت مسرور
بر بوش ساقیان سیم اندام بساغر ریختند صهبای گلفام
صراحی دمبدم گردن کشیدی بپیاله کرد لب چون جان چمیدی
چوچشم خویش ساقی گشت سرمست بهر دم ساغر آسا رفت از دست
دگر خنیاگران زهره كردار كه چون كبك دری كردند رفتار
بنوعی دست خود بالا گرفتند كه آتش در درونها جاگرفتند
دگرچون جلوه گر قامت نمودند بمر دم از جنون صد ره كشودند
چه نقا ش كه نقا شا ن كامل نمودند اندر ان ایوان منزل
عجب نبود زكلك چهره پرداز که گیرد طائر تصویر پرواز
اگر تمثال باغ گل كشيده هزاران ناله از بلبل كشيد .
اگر تصویر لیلی را نموده به مجنون راه صحرائی کشیده
اگر بر نقش شیر ین كلك رانده هزاران کوهکن در خون نشانده
چه گوید خامه در وصف چراغان که خورشید از خجالت گشته پنهان .
چراغانی را روشن كرده عالم زد ازراه خجالت چرخ پس خم
چراغانی كه از مهتابش تاب برد یکبارگی از نور مهتاب
فروغ شمع ومشعلهاى تابان ز چشم افكنده نور مهر درخشان
چو آتش باز پس با صد نظر ديد شهاب از آتش خود تيز تر ديد
چو آتش باز پس دیدی نظاره فگندی از نظر نور ستاره
نه تنها نور آتش بازیش تافت چراغ آرزو ها روشنی یافت
چگویم من ز نعمت های الوان كه میز د طعنه برماكول رضوان
زحلوای رنگا رنگ دیگر كه بود از يكد یگر بسیار بهتر
دگر از بره ها و مرغ بریان مزعفر با كباب و نان تفتان
دگر از نقل وشربت های الوان مرابا هاتمام از سیب مشكان
زجنس خوردی هر خیرخواهی مهیا بود ا ندر جشن شاهی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
