Machine transcription
جنگ نامه (۱۳)
ايا پهلوا خبر وا مهترا بر او رنگ شاهی بلند اخترا
مبارك برت باد این تخت و تاج که از ماه گردون ستانی خراج
بيا و بما راستی کن نخست که بر عهد خود باش پیمان درست
اگر گنج خواهی و گرلشکر را سپارم بدرت ای فریدون فرا
بدیشان سخنهای بارنگ و بو بسی در نوشت آن پل نامجو
ولیکن دورنگی بدش در سرشت اگرچه که این نامه درزرنوشت
پس این نامه را زود شاه فرنگ بپبر س بدادش که . . . .
و این نامه را بر برشهر یار وزان گاه پی کارخود چاره دار
وزان پس بگفتش که ای پرز کین تکاور بکش سوی کابل زمين
روان شد چوپرس ازان بارگاه وداع خواست از شاه و برشد براه
به آلين قاصد زملك فرانك برآمد همان پرس فتنه رنگ
دو باره دو صد مرد آهن کلاه گزین کردهمراه خود کینه خواه
عمان داکتر با دگر همرهان بعزم سفر تنگ بستی میان
برفتند آنان پلان در شتاب نه آسودن خورد بود و نه خواب
زگـرد سواران بپـولاد سم بخورشید پوینده راه گشت گم
به بلغار میرا ند در بحر و بر که تا پشور (۱) آمد آن بد گهر
بامید تسخیر کابل زمین همیرفت بنشست با لای زین
شب و روز میرفت در کوه و دشت بدین گیرودار هم زخیبر گذشت
چو اطلاع بشه داد که ما بنده ایم سری پیش فرمانت افکنده ایم
بخد متگذاری آن شهر یار کمربسته گردیم بصد انتظار
نوازش برو کرد آن شهر یار بیا شید دائم درینجا قـرار
... (۲) تـاخـودز خيبر گذشت ازان تلخا جانب پهن دشت
... سـوی کابـل آورد رو که تاخود رود نزد آن نامجو
(۱) پشور همان پشاور است که در محاوره عوام (پیشور) و(پشوز) هم تلفظ میشود
(۲) جاهای نقطه چین بعلت پریدگی کاغد ورق کتاب از بین رفته است .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
