BrowsePādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān → page 84

Page 84

Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān · pages 1–469


Page image — the source of record

Scanned page 84 of Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān

Machine transcription

(۷۷) که بزرگترین فرزندان امیر کبیر باشد و عمری بسلطنت بگذراند و چندین تجربه های دنیا را ملاحظه کرده باشد خصوص در ینوقت که لشکربیگانه به نفس ولایت ترکستان رسیده و استقامت دارد و خود سردار مذکور بلشکر دشمن گویا اسیر باشد و دست ستیز نداشته باشد و اختیار از دست رفته باشد بکدام عقل خط و مهر بفرزند خورد سال خود می‌نویسد و اختیار جنگ و مقدمه بوی میدهد هرگاه از ابتدا شورش میکردند جایز بود زیرا که لشکر و کشور داشتند فاتح میکردند و خواه شکست می‌یافتند اکنون که از همه اختیار خارج شدند چگونه عقل تقاضا میکند لاکن از دوشق خارج نیست یکی از فتنه انگیزان ترکستان خواهد بود زیرا که سردار محمد اسلم خان و محمد حسین خان از زمانی که از هرات فرار شده وارد ترکستان شدند و مدتی فتنه انگیزی و غمازی بکار بردند سردار کلان بسخن شان التفات نکرد بلکه سردار محمد اسلم خان را از حضور خود براند ممکن است که سردار عبدالرحمن خان را که خورد سال بود با خود همدست کرده بهر عنوان که توا نستند مهر سردار کلان را سفیده مهر گرفتند و در ینوقت بکار بردند تا فتنه خوابیده را بیدار کردند و مقصد شان که نفاق اندازی بود حاصل کردند و سلطنت را برباد دادند دوم از خدمتكاران معتبر ترکستان که سالها از دولت ترکستان بعیش و عشرت میگذراندند لاکن در اصل وابسته نفاق بودند و شیوهٔ غماق بکار میبردند چنانچه این رفتار در جمیع دربار افغانستان رواج داشت می شود که بکید کیادان و بشیر ین زبانی غمازان و فتنه انگیزان در جاده نوك حرامان قرار یافته مهر ساختگی کرده بودند و بمهر سردار محمد افضل خان مطابق نموده باشند در ینوقت سردار کلان بیگفته اوشان عمل نکرد کیا دان کننده کار باتفاق همدیگر فتنه انگیزی بکار بردند و دولت بزرگی را برباد دادند لاکن خود را شرمنده دو جهانی ساختند البته از رتبه بزرگی هم افتادند قصه کوتاه هیچ کسی تیشه به پای خویش نزده و راجع بخرابی خود نشده بازهم خداوند عالم بهتر میداند چیزیکه عقل تقاضا کرده تحریر کردم اما تقدیمات ازلی ما سوای عقل است چنانچه استاد می فرماید مثنوی : گرشود ذرات عالم پیچ پیچ چون قضا بیرون کند از چرخ سر ماهیان افتد از دریا بیرون این قضا بادیست سخت و تند خو با قضای ایزدی هیچ اند هیچ عاقلان گردند جمله کور و کر دام گیرد مرغ پران را زبون خلق چون خس عاجزاندر پیش او مختصر كلام اینقدر سخن ازین فقره تحریر شد بازهم الغیب عندالله خداوند عالم دانا و بیناست و نیکو از ضمیر بندگان خود میداند اکنون باز گردیم سر مطلب واز اصل مدعا سخن رانیم بهرحال چون عریضه سردار محمد عثمان خان معہ شخص محرم سردار عبدالرحمن خان و خط دست آویز بحضور سرکار عدالت گستر در تاشقرغان رسید و از حضور فیض ظهور گزارش یافت آتش غضب در کانون سینه شعله زدن گرفت و لرزه در اندام مبارك افتاده و چنان غضبناك شد که کسی در مجلس بحضورشان یارای کلام نداشت و همه چون نقش دیوار بیحس و حرکت بودند بعد از زمان طویل سردار سلطان

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān, page 84. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0959/84 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0959/84
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record