Machine transcription
پادشاهان متأخر جلد دوم
(١٨٥)
و بهمه آشناء بود در اینوقت از طریقه بدزاتی ونمك حرامی اصلاً بکس آشنا نشده گویا
ابلیس لعین یا ملائیکه عذاب پادشاه بخارا اما حق بطرف مذکور است زیرا که در
شان اصت مذکور شاعر میگوید .
مصرع
گر تو مردود الهی چشم چپت کور چراست
زیرا که چشم چپ آن ملعون مردود کور بود و دوست و دشمن را بيك چشم میدید
از ان سبب زحمت کلی به مردم فراری میرساند اکنون شمه از شوخی بطر معر ر
کتاب آمده که سزاوار خنده داشت خواستم که بنوسم کلمه تحریر داخل کتاب دارم
وسر مطلب روم لهذا در فرستی که فراری از دریا میگذشتند در آنوقت آوازه بود که
سوار رساله از مزار شریف میآید و مردم فراری را باز میگرداند اتفاقا روز سوم
در بین جنگل مرکبی شاید چرا میکرد چون شکمش سیر شده مست گردید و بانگک داد وصوت
خجا ز بنیاد کرد مردم فراری لب دریا که غوغای گذشتن داشتند باشکه مرکز اقبالی
طرم رساله کردند و یکی بدیگری افتادند و بجانب کیمه تلاش نمودند چنا نچه سه نفر
بدریا غرق شد تا به تلف کردن مال چه رسد که دولتهای عظیم برباد رفت اکنون
از مطلب سخن رانیم مختر کلام روز ششم از صالح آباد اب دریا کوجیده دو منزل بر زاد
روز سوم وارد شهر آباد گردیدند بعد از ان روز دویم امر شد که مردم فراری را سنجش کنند
که مخارج داده شود در ان وقت از رقم میرزا هفده نفر حاضر بودند دو رقم میرزاء امور
خدمت شد که عیال دار و بدون عیال را جداگانه سنجش کنند جمع فراری از خاندار
وغیر آن شش هزار و هفتصد و سی و دو نفر میزان شد اظافه بران تا ورود فر جیبی
یک هزار وشش صد و چهل و پنج نفر دیگر داخل دفتر و مخارج شد در بهر حال بعد
از یکهفته تو قف شهر آباد بجانب فرجی مرحله پیما شدند تا اینکه
و ار دفرجی گردیدند لاکن در شهر فرجی مدت دو ماه و نیم استقامت فر مو د ند
اما از بسیاری مردم فراری حاکم شهر مذکور شب و روز بخوف ورجاء می گذراند وترس
وبیم بسیاری داشت زیرا که چند هزار فراری وهمه سیاه ومکمل عراق در کوچه و بازار
میگشتند و مردم از بك همه جامه دراز وجامه کثال گا لی اینقدر مردم مکمل ومسلح
ندیده بودند و بحیرت مانده تعجب میکردند خصوص ارقام افغان حذر میکردند کجا طاقت
دیدن داشتند در اینوقت بچشم سر می بینند جای آن دارند که هلاك شوند لاكن حاكم فرجی
واضع بحضور پادشاه بخارا شکایت مردم فراری را عریضه کرد چنانچه پادشاه بحضور
بندگان سردار محمد اسحاق خان خط مشفقانه فرستاد التماس نمود که حاکم فرجی از مردم
افغان خوف کلی می دارد امید که مردمان خود را سرزنش کنید تا بترور ومواسات رفتار
دارند اما شکایت بسیاری در سمرقند بحضور کارکشان دولت اروسیه فرستاد و التماس
کرد که مردم فراری را از فرجی متفرق سازند تا بمردم شهر مذکور آسودگی پیدا شود
این بود که بعد از دوماه ونیم چاری گوپ کنصر بخارا وارد شهر فر جی شده و بحضور
بندگان سردار محمد اسحق خان آمده ملاقی گردیدند و دو ساعت با هم نشسته صحبت نمودند
مقصد از صحبت وملاقی شدن اینکه سه صد نفر از مردم افغانیه حسب الخوا هش سواء کرده
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
