Machine transcription
پادشاهان متاخر جلد دوم
(169)
دست از همه باز داشته فراری شدید ظاهر است که بدولت بیگانه اعتباری باقی نخواهد ماند
پس در این صورت بهتر آنست که مردی را از دست نداده رجوع بجنگ آریم و مقدمه را
پیش گیریم هرگاه از فضل خداوند فتح و ظفر یابیم فهو المراد و هرگاه تقدیر نباشد
و شکست پیش آید و فتح نکنیم بعد از ان بهر دولت که رو آریم هیچ ایرادی نداریم و ملامتی
رو نمی دهد زیرا که عنان اختیار در قبضهٔ اقتدار پروردگار است لهذا سخن طول کشیده اما محرر
کتاب چاره ندارم سخن تاقت افتاد و کلیه مطلب در اینجا است باید و شاید رویدادی که
روداده بیکم و کاست تحریر شود تا اصل مطلب ظاهر گردد بهر حال سخن را کلیهٔ اشخاص
حضور بندگان عالی سردار محمد اسحق خان پسندیدند و رجوع بهمین اراده نمودند بعد
ازان شب و روز بتدارک لشکرکشی و تهیه و انجام سپاهیگری شدند و در تدارک سفر
سعی بلیغ بکار بردند اما ابتدا فکری و تدبیری که کردند و بکار بردند این بود که
بقرار سابقه بحضور سرکار والا تبار هفته دو عریضه میفرستادند و در عریضه بحضور
بندگان اقدس عرضه داشت میکردند که حسب الامر عازم حضور فیض ظهور میباشم
و باعث بعض سررشته تارتقی معطل بوده عنقریب بامید خداوند انجام کرده شرفیاب حضور
میگردیم و دیگر تدبیری که پیش آوردند این بود که جمیع سرحدات را آدمهای قابل
هوشیار مامور فرمودند از سرحدات دارالسلطنه و آبدان پنکی از بغل ماتیرغمان آباد
و جانب هرات و هزارجات بهر سرحد حکم شده بود که از ترکستان احدی را نگذارند که
طرف کابل و خان آباد و هرات و هزارجات بروند و قطعا واگذار نشوند که موجب
رسوائی خواهد شد و هرگاه از ان جانب اهالی و هر شخصی که عازم ترکستان شوند واگذارند
و مانع نگردند بگذارند که بفرسخهای عازم ترکستان گردیده مامور بیکارگی خود باشند
بعد از فارغ شدن سرحدات و بقید گرفتن آن راجع باتفاق گردیدند به ینشوال که
شادیان موضعی است مابین کوه نزديك مزار شریف که تخمینا از مزار شریف تا شادیان
چهار فرسخ میباشد و در تابستان جای سبز و خرم و خوش آب و هواست زیرا که تابستان
مزار شریف و بلخ هجده شهر الی تاشقرغان و ايبك حرارت هوا بسیار است بنا بر آن قبل
ازین بدو سال بندگان سردار محمد اسحق خان عمارت مختصری جهت استقامت تابستان
ساخته بودند در اینوقت بندگان عالی و بزرگان حضور مصلحت کرده قرار دادند که
عهدنامه را در شادیان باید انجام بدهند چنانیکه بندگان عالی با بزرگان دربار در
شادیان رفته جمیع افسران ملکی و نظامی را بحضور طلب کرده از طرفین عهد و پیمان
نمودند و کلام الله شریف را گواه احوال خود ساخته بکلام مجید دستخط و مهر کردند و اظهار
نمودند که بسرو مال مضایقه نداریم و تا زمان حیات سعی و کوشش میفرمایم شاید گوی
مراد را از میدان نبرد بربائیم و سریر آرای خطهٔ افغانستان گردیم و برتخت سلطنت
افغانستان حکمرانی فرمائیم لاکن شاعر میگوید
شعر
با خدا داده گان ستیزه مکن
که خدا داده را خدا داده است
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
