Machine transcription
(١٦٨)
چندی نگذشته بود که فرمان سیوم رسید و خود بندگان عالی سردار محمد اسحق خان را طلب حضور فرمودند و در فرمان امر و فرمان شده بود که بندگان اقدس بعنان خیر دولت را ملاحظه فرمودند که جمیع حاکمان ولایت وارد حضور شوند و درباره شان تحقیقات بعمل آورده شود جناب ارجمندی که برادر و فرزند و دولت شريك و باز وی بندگان سر کار است خواستم که با تفاق ارجمندی حکام ولایت را منظور فرموده در باره هريك بطریق خدمت گاری شان مصلحت دید آن ارجمندی انعام و احسان داده شود اضافه بر ان چندین سخن های مصلحت آمیز از امور سلطنتی بخاطر همایون بندگان سر کار خطور کرده که بزبان قلم سزاوراگفتن نیست زیرا که قلم محرم اسرار نمیباشد باید در خلوت با هم گفت و شنود نموده مطابق اینکجا بر قرار سازیم از جمیع امورات دینوی افضل اید که مدتی مدیدی گذارش یافت که با آن ارجمندی ملاقات و اصل نشده کلیه خاطر خواه بندگان اقدس شوق مند دیدار و مشتاق ملاقات است باید بزود فرمان عازم حضور لامع النور شوند که انشاء الله تعالی بعد از ورود ارجمندی بحضور سر کار در بین یکهفته سرشته ملك و نظام و امور سلطنتی بصلاح و صوابدید آن ارجمندی اصلاح پذیرد و زودتر حکام ولایت از حضور لامع النور بخلعت های فاخره سر افراز شده مرخص گردند و بامورات ماموری خود برسند خصوص آن ارجمندی که مامور ترکستان است و دشمن قوی همسایه دارند لهذا چون این فرمان در ترکستان رسید وگوش زد خاص و عام شد بعد از آن آشکار و هویدا گردید و شاه و گدا و خرد و بزرگ ترکستان دانستند که کشتی مردم ترکستان طوفانی شد ظاهر گردید و مشخص شد که نیت بندگان سر کار درباره مردم ترکستان بخرابی است و رفتن بندگان عالی سردار محمد اسحق خان بجانب کابل امید باز گشتن ندارد بهتر آنکه علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد باری چون رویه دار ترکستان بدین منوال قرار یافت بزرگان دربار و معتبران کار دار و افسران نظام و حاکمان ملك و مشران حضور اتفاق کرده کشکاش نمودند و پيك خیال را بهر جانب جولان دادند و یکی بدیگری گفتگو ها کردند و جواب و سوال ها نمودند عاقبت بندگان عالی و بعضی بزرگان حضور مصلحت چنان دیدند که با عیال و اطفال خاص و خدمت گاران با اخلاص ترکستان را واگذار شده بتدبیر نیکو فرار را برقرار اختیار سازیم و برخی معتبران دربار و خدمت گاران کاردار این تدبیر را زبون و ذلیل دانسته عرضه داشت کردند که این حرکت موجب زبونی و باعث بدنامی و خجالت است و از مردی و غیرت دور است مردان عالم چنین نکرده اند و مردی را با شجاعت قرین ساخته در مقابل دشمن شمشیر ها زدند و قتل ها کردند و نام خود را بمردی برآوردند و خود را بمردی آشکار ساختند بعد از آن تن بتقدیر الهی داده خواه فتح و ظفر و خواه غیر آن پیش آید پروردگار عالم مختار است و ملامتی وارد نمیشود اضافه بر آن مرگباه بدون از جنگ و جدل دست تهی بيك دولت روانه شویم البته سوال خواهند کرد که ولایت داشتید لشکر و توپ و توپخانه با همه اسباب مکمل البته موجود بوده و همسر سر کار امیر عبد الرحمن خان مشهور بودید سبب چه شد که بدون از جنگ و جدل با کمال بی غیرتی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
