BrowsePādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān → page 44

Page 44

Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān · pages 1–469


Page image — the source of record

Scanned page 44 of Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān

Machine transcription

( ٣٧ ) اگر محول حال جهانیان نه قضاست چرا مجاری احوال بر خلاف رضاست بدو دو صاف ترا کار نیست دم در کش که هر چه ساقی ما ریخت عین الطاف است غرض حین لشکر هرات بعد از غیرت و مردانگی و دشمن کشی که مقدمه را بر خلاف مدعا دیدند و لشکر جرار خود را پریشان احوال و فتح را بجانب لشکر کابل مشاهده نمودند لاچار ترك کار و زار کردند و تاب مقاومت و جنگجوئی بخود و لشکر خود ندیدند نیم نفس را بخود غنیمت شمردند و جان بسلامت بردند و الامان گفتند و خود را از چنگ لشکر خونخوار کابل رهانیدند و روانه اوطان خود شدند و بمارای خود شتافتند لاکن هر قدم بر داشتن شان مقابل صد فرسنگ و هر لحظه رفتن شان برابر صد سال به درازی می نمود اما غم رسیدگان وادی بلا و رنج کشیدگان زحمت و ابتلا تسلی خود را بفرد استاد میکردند. ز رنج و راحت گیتی مرنجان دل مشو خرم که آئین جهان گاهی چنان گاهی چنین باشد باری لشکر کابل که چون شیر غران و ببیر بیابان دست به شمشیر بران بدشمن کشی آویخته جنگ بودند بعد از شکست لشکر هرات که دشمن قوی بودند و فرار کردند دست از جنگ کشیدند و با فتح و فیروزی با چنگال پر که چپاول نموده بودند بجانب لشکر گاه خود باز گشتند و دست و رو از خاك و خون شسته به آسودگی بخیمه گاه خود نشستند سردار شو نواز خان که از مقدمه شهر شکست یافته در ارگ مستور بودند دست گیر شده با سکندرخان و عبدالله جان برادران خود بدست سر کار امیر شیرعلیخان محبوس گشتند لاکن سر کار امیر شیرعلیخان را چون خواهر زاده بودند عبدالله جان را که برادر كوچك مینامیدند با عیال و اطفال شان در ارگ محافظت کردند و احتیاط فرمودند که دست نا محرم بدامان عفت شان نرسد مختصر کلام شهر هرات بدرجه تاراج شد که در خانه و منازل يك كاسه گلی بمردم شهر هرات باقی نماند و همه بتصرف لشکر ظفر اثر کابل در آمد چنانچه يك شبانه روز چپاول بود و غوغای مردم بفلک میرسید زیرا که قیامت صغرا برپاشده پدر را پروای پسر نبود و پسر را از پدر خبرنه تا اینکه بعد از يك شبانه روز جهر زده شد و امر شد که دست تاراج بدارند و مردم را آزار ندهند و بمال خود واگذارند تا آسوده خاطر بمنزل و مکان خود برقرار شوند اکنون چون فتح هرات حاصل شد و لشکریان از تاراج هرات چه از جواهر و نقد و جنس و اموال و اثاث البیت که سال های سال مردم هرات جمع آورده بودند بتصرف افواج کابل رسید تمامی شان مامور و مسرور گردیدند لهذا ازین فتح نمایان که خداوند بفضل خود برای سر کار اشرف اقدس امیر کبیر امیر دوست محمدخان حاصل کرد و در آخر عمر نام نیکو برایش واصل شد بندگان سر کارسجدات شکر بجا آورده از تشویش گرفتن هرات فارغ شد و آسوده خاطر گشت بعد ازان با وجود ناخوشی به آواز بلند به مجلس حضور که همه سرداران و بزرگان نامدار و افسران باوقار و سرکردگان عالی تبار حاضر بودند بیان فرمود که ای جمله بزرگان و ای برادران و ای دوستان قدیمی و دیرینه که شمایان رکن دولت سر کار هستید بدانید که پادشاه شما که من باشم اول بفضل خداوند دوم بغیرت و مردانگی شمایان به مطلب و مراد خود رسیدم و آرزوئی بدلم باقی نماند حال شما را بخداوند سپردم و از مردی و مردانگی شمایان که اتفاق کرده هرات را در حیاتی سر کار گرفتید خرسندم باز هم شما را از اتفاق سخن میکنم که

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān, page 44. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0959/44 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0959/44
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record