Machine transcription
جلد دوم
(١٢٦)
انبوه که پنهان بودند رسانیدند و اماده و تیار آمدن دشمن بودند افسران کابل ازین
حادثه بی اطلاع واز احتیاط بی بهره واز شر ط سپاهی گری بی خبر و از دنبال سوار هراتی
بتاخت تمام بدون فکر و اندیشه وبدون تدبیر وتعمل خودرا درون جنگل زدند اقلا نیم
ساعت توقف نکردند تا سوار رساله از دنبال برسد چنانچه استادان فر موده اند -
هر که در کارها شتاب کند
خانه عقل خویش خراب کند
استادی دیگری میفر ماید
چون نهال شتاب بنشانی
بر دهد میوه پشیمانی
خلاصه مدعا ومختصر کلام برکاب افسران تخمیناً دوصد سوار بودند چون داخل
جنگل شدند بقدرت کامله خداوندی بیتال مورو ملخ از چهار جانب سوار هراتی با شمشیر
ونیزه یورش آوردند وفتح علی شاه خان و دیگر افسران با قلیل سوار که همر اه داشتند
بمیان گرفتند و جنگ پیوستند و شورش انداختند و مقدمه کردند وزد وخورد نمودند
تخمیناً ازيك ساعت بیشتر مقدمه مردانه کردند ودر مردی و مردانگی سر مو ئی تقصیر
نکردند تا اینکه متنفسی از افسر و سپاهی لشکر کابل باقی نماند وجمله بمردانگی وغیرت
مقتول شدند چنانچه یکنفر باقی نماند که از درون جنگل خبر به لشکر گاه برساند بهرحال
بعدازمقدمه جنگل وقتل لشکری سزاوار سوار هراتی دلیرانه از جنگل بر آمده خود را
بگرمه ولشکر پراکنده اعنی سوار رساله زدند و از پیش برداشته تا لشکر گاه شان فراری
نمودند و چندین سوار دیگر را درین دشت بقتل رسانیدند ثانی باز گشته بمنزل گاه خود
آمدند وفتح نامه بحضور سردار فتح محمد خان فرستادند ورأس قاتلان را از افسر وسپاهی
بحضور سردار مذکور روانه نمودند و خودرا دربین جنگل باحتیاط تمام محافظت کرده
امید وار فرمان بودندلاکن چون خبر قتل افسروسپاهی بحضور فرامرزخان سپا لار رسید
از حد زیاد پریشان شده و کدورت دستداد وغمگین گشته وازغیظ بسیار بجهت سردار
محمد یعقوب خان در شهر هرات عریضه فرستاد .
مضمون عریضه سپاه سالار بحضور سردار محمد یعقوب خان
تصدقت گردم خوب میدانید که غلام چگونه خدمتگارم وچه نحو بخير دولت خداداد
میکوشم خصوص بخدمت شاهزاده بلند اقبال که از زمان خرد سالی تاحال بکدام درجه
جان نثاری کرده خواهان نيك نامی شان میباشم چنانچه اظهر من الشمس است
از وقتی که از حضور سرکار با افواج خونخوار مامور این دیار باعث آن سرور سالار
مقرر شده ام تا حال هر گاه اراده میگد م بهر عناوین کار را به شاهز ادة
والاجاه سخت میگرفتم لاکن تحمل کردم وسخت نگرفتم خصوص تسخیر هرات
ورنه کجا ممکن بود که جناب شما سریر آرای ولایت مذکور شوید اما پاس خاطر گرد
بیزار ته ایل و برهان در خدمات سرکار تاخیر کردم تا موجب خطر و خرابی بجناب شما روی
ندهد و دویم از درگاه خداوند امیدوار بودم که شاید جناب شما براه حق دعوت شوید
نشدید لاکن تعجب در آن است که سخن ناصح چرا بشما تاثیر نمی بخشد براه حق دعوت نمی شوید
وراجع به عقل کامل خدا داد نمی گردید زمان خرد سالی گذشت وعین شباب است اضافه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
