Machine transcription
(١٢٥)
یاد شاهان متأخر
بگذارید فصلی از واقعات فراموز خان سپاه سالار در سبزوار بشنوید لهذا قبل ازین در قید
تحریر در آورده بود که سالار مذکور از فراه مراجعت کرده در سبزوار استقامت
داشتند خصوص بامر سردار فتح محمد خان از سبزوار حکم حرکت نداشتند سالار مذکور
صاحب اختیار کلی بودند لاکن امر سردار فتح محمد خان را تجاوز نمیکردند ـ سبب آنکه
بندگان سردار مذکور را از فرزندان خود عزیز تر می دانستند بنا باعث خواهش و محبت
سرکار فرمان سردار فتح محمد خان را جز و فرمان سر کار دانسته بامر شان عملی میکردند
چنانچه در خصوص حرکت از سبزوار بجانب هرات سپاه سالار با صد دلیل و برهان عریضه
کردند و رفتن هرات را از جمله فرض عین در قید تحریر در آوردند لاکن سردار خود
رای تصدیق نکردند و فرمان حرکت ندادند تا آنکه از تقدیرات ازلی شد آنچه شد
قصه کوتاه چون خبر جان سوز و واقعه غم اندوز اعنی قتل سردار فتح محمد خان و پسرش
در سبزوار رسید ازین قضیه جان گداز فراموز خان سپه سالار چقدر که گنجایش داشت
پراکنده شد و بدریا غم فرو رفت و با حوال پر اختلال خود نمیدانست که چه باید کرد و چگونه
بوفا موئی پیش آمد زیرا که کلیه ملامتی این واقعه دامنگیر سالار بود و یازخواست کردن
پادشاه نیز عاید بسالار مذکور میشود که چرا وارد هرات نشدید ـ و بيك فرمان سردار
فتح محمد خان که خودرانی او را میدانستید در سبزوار معطلی گردید هرگاه وارد هرات
میشدید و موقع نازک را بدلیل و برهان دانسته سردار خود پسند میگردید ممکن بود که
اینقدر پراکندگی نمی شد شاید که قتل و قتال پیش می آمد و هرات از دست نمی رفت
مختصر کلام بعد از ان سپاه سالار بافسران لشکر امر کردند که شرط احتیاط بجا آرند
و باطراف لشکر گزمه مقرر دارند ناگوندی از دشمن خودرای بلشکر ظفر اثر نرسد قضا را
روزی از جانب گزمه خبر رسید که سوار بسیاری از لشکر هرات نزديك به گزمه آمده
ساعت بساعت خود را نشان میدهند و قصد دست برد و خیال میدان داری دارند چه امر است
اتفاقاً در همین فرصت افسران نظامی بحضور سالار حاضر بودند فتح علی شاه خان که
برگدر ساله و سر کرده سوار بودند با تفاق سه رجمنت رساله ـ مامور فرمودند که از
دنبال سوار هرات رفته سرزنش دارید و سزادر کنارشان بدهید این بود که بر گد مذکور
و سردار خان کرنيل و شارخ خان کرنیل و دیگر افسران با تفاق سوار شده بجانب گزمه
که سوار هراتی ترک و تازی داشت روانه شدند لاکن سه نفر افسر بزرگ در همان فرصت
سرخوش بودند این سرخوشی با خود پسندی و مغروری جمع آمده بود چنانچه تا جمع شدن
رساله معطل نکردند و بتاخت اسپ رفتند و امر کردند که رساله بسرعت خود را برساند
تا اینکه خود افسران با قلیلی سوار که بر رکاب شان حاضر بودند به نزديك گزمه رسيدند
و جویای ـ احوال دشمن شدند لاکن قاعدۀ سوار هراتی دایم بمقدمه جنگ یا گریز میدارند
چنانچه از دور خود را نشان داده تا بنزديك افسران سبزوار سیدند و جنگ در انداختند
و مردانه جنگ پیوستند و اندک کروفر کردند و فرار شدند اما این فرار شدن از روی تدبیر
و سپاهی گری بود زیرا که درون جنگل سه هزار سوار مکمل آماده و تیار داشتند و پنهان
کرده بودند این قلیل سوار که بعد از کروفر فراری شده درون جنگل رفتند و خود را بالشکر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
