Machine transcription
(۱۱۸)
جلد دوم
وخیمه و بارگاه برپا کردند و روزی چند استقامت نمودند چون دران حین سردار
فتح محمد خان فرمان فرمای هرات بودند هرچند که بسر کار والا برادر زاده شمرده
میشدند اما از جمیع فرزندان سر کار بر تبه ومنزلت افضل بودند و خیلی بحضور سرکار
عزیز ومحترم ومحبوب بودند از هرات بجهة سپاه سالار خط فرستادند واز ورود سردار
محمد یعقوبخان آگاه گردانیدند .
« سواد نامه سردار فتح محمد خان از هرات بجهة فرامرزخان سپاه سالار»
جناب عظمت نشان سپاه سالار صاحب ممالك افغانستان را اطلاع داده میشود که
جناب شما با لشکریان ظفر اثر از زمان که از حضور باهرا لنور بندگان سرکار
خلد الله ملکه وسلطانه مامور اینطرف شده اید تا حال که وارد فراه گردیده ظاهر
است که چقدر زحمت کشیده و رنج سفر دیده اید اکنون خود را ولشکر ظفر را
ازین بیش بزحمت گرفتار نکرده چندی در فراه توقف دارید و آسوده خاطر باشید
شنیده میشود که سردار محمد یعقوبخان از جانب سیستان در حدود قاین رسید .
میخواهد که در غوریان چپاول زند وتصرف کند اما لشکرهای فراوان و خدمتگاران جان
فشان در بعد بهر شهر وقصبه وسرحدات مامور است چنانچه قبل از ورود سردار محمد یعقوب
خان مکمل و مصلح کرده فرستاده شده تا از عهده سردار مذکور برایند و نگذارند که قدم
از قدم بجانب هرات حرکت کنند زیرا که بخیال هرات قدم فرسای دشت و بیابان است
هرگاه بهمین خیال خام و اراده فاسد بجانب هرات روانه شود از درگاه خداوندامید
وارم که سزای بد کرداری او را که در حضور پدر بی فرمانی نموده باندك فوج در یاموج
در کنارش داده فرار دشت ادبار بداریم امید است که از آب هرات بلب نرساند هرگاه
جناب سالار صاحب با لشکرهای ظفر شکوه از فراه مرحمت کرده بجانب سبزوار حرکت
فرمایند بهتر است زیرا که فراه جای مناسب نیست و گرمی هوا بسیار دارد و سبزوار خوش
آب وهوا میباشد ونزديك بهرات است واز احوالات همدیگر زودتر اطلاع میابیم والسلام
لهذا چون فرمان سردار فتح محمدخان بحضور سالار رسید ومطالعه شد در جواب سردار
فتح محمدخان عریضه فرستادند مضمون عریضه سپاه سالار در جواب فرمان سردار فتح محمدخان
جناب شاهزاده بلند اقبال را دعا گویم معروض میدارد که بنده پرور و غلام که از
حضور سرکار عازم این ولا شده ام امر سر کار است که از دنبال سردار محمد یعقوبخان
رفته نگذارم که در ولایتهای بندگان اقدس نقصانی برساند جناب شاهزاده والاجاه
میفرمایند که از حدود سبزوار حرکت نفرمایند صاحبا از حقیقت رفتار و کردار سردار
محمد یعقوبخان غلام کماحقه واقف میباشم که چقدر سرشور و خودرای میباشد خصوص
در هرات که توقف کرده و با مردم رابطه کلی دارد از ان سبب غلام هرگاه عازم هرات
شویم از هر خصوص مطمئن خاطر میشویم والسلام لهذا چون خط سپاه سالار درهرات
بحضور سردار فتح محمدخان رسید و از نظر گذارش یافت ملال آگین شدند خصوص دوسه
خدمتگار معتبر بحضور داشتند که خودرا نادرثانی در شمشیر و افلاطون اول درعقل
وتدبیر میدانستند بدوزانوی ادب نشسته متفق الکلمه عرضه داشت کردند که فدایت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
