BrowsePādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān → page 376

Page 376

Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān · pages 1–469


Page image — the source of record

Scanned page 376 of Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān

Machine transcription

پادشاهان متأخر (۱۱۷) از رسیدن لشکر کابل اطلاع یافتند و مدت دوماه در قندهار بامید گرفتن شهر تاخیر شد و کاری از پیش نرفت بخود ملاحظه کرد که امروز یا فردا لشکر کابل میرسد و گلوگیر میشود و احوال دیگر گون میگردد بعد ازان نه دست ستیز و نه پای گریز پس همان بهتر که ترک قندهار گفته بجانب هرات که مردم شان خواهان ماست برویم و اهتیار شویم چنانچه بطرف هرات روانه شد و جانب گرشك وفراه قدم فرسای دشت و بیابان گردیده اند بهر حال چون سردار محمد یعقوبخان از حدود قندهار گذشت دروازه های شهر را باز کردند لاکن يلتن دروازه قافله که از ترس و بیم سردار محمد یعقوبخان بملاحظه اینکه فرزند پادشاه است شاید باصلاح آید والا بيك تاخت سوار رساله و بهجوم يك يلتن یقین که دستگیر میگردید و یا ضایع میشد باری بعد از کشودن دروازه ها ازین طرف فرامرز خان سپاه سالار با دریای لشکر وارد قندهار شدند و بار گاه وسر اپرده ها را در زیر کوه نگار برپا کردند روز دوم بر كد نمك حرام را با دو نفر دیگر که مغرور جان خود بودند و خودرا قوم پاد شاه میگفتند و در جاده نمك حرامی قدم زده بودند بحضور سپاه سالار حاضر نمودند سپه سالار از برگد مذکور سوال کرد که چرا خودرا بدنام ونمك حرام کرده و در لشکر پاد شاه شورش و نفاق انداختید نامبرده که روز گشته و بدبخت وفلك زده بود بهمان منوال که بحضور صفدر علیخان پیش آمده بود بهمان طریقه بحضور سالار بی باکانه سخن کرد و گستا خانه جواب گفت و باکی از گناه خود نکرد فورا سپاه سالار باردلیان حضور امر کردند که بر گد قوم پادشاه را با دو نفر رفیق مذکور سر نیزه پیچ کرده باسفل السافلین برسانند چنانچه اردلیان حضور از چار طرف بزخم سرنیزه تمام بدن شانرا چون خانه زنبور ساختند و خون چکان از غرديك خيمه كشان كشان بدور انداختند تا بهلاک رسیدند لاکن يکشب و یکروز بامر سالار نعش او شانرا در همان جا گذاشتند تا عبرت دیگران شود سپاه و فقرا بچشم عبرت ملاحظه بدارند بدانند که دشمن نمك حرام را سزا اینست روز دوم امر بدفن کردند از وجود ناپاك شان جهان را پاك گردانیدند بعد ازان يكهفته دیگر در قندهار استقامت فرموده جویای احوال سردار محمد یعقوبخان بودند خبر رسید که جانب سیستان و بلوچستان رفته است لاکن هیچ معلوم ومشخص نیست که اراده کجا دارد وبکدام جانب عازم وراه سپار است سپاه سالار بعداز یکهفته توقف قندهار حرکت فرما شده بتوکل خداوند بجانب گرشك روانه شدند چون وارد گرشك شدند حقیقت ظاهر شد و به تحقیق پیوست که سردار محمد یعقوبخان از راه سیستان بهزار زحمت و رنج والم بجانب هرات راه سپار است لاکن بطرف غوریان اراده دارتد میخواهند که از سرحد مشهد مقدس عازم غوریان وبعد از تصرف غوریان بجانب هرات حرکت فرمایند اما روزگار شان بخرابی رسیده و پراگندگی شان بدر جه اتماجته از رهگذر گرسنگی و چه از باعث برهنگی بهلاک انجامیده اند با وجود آن همه خرابی شب و روز بجانب مقصد قدم فرسای دشت و بیابان میباشند فرا مرزخان از استماع این احوال معطلی نکرده منزل ومراحل طی فرمودند تا خودرا در حدود فراه رسانیدند

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān, page 376. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0959/376 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0959/376
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record