BrowsePādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān → page 363

Page 363

Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān · pages 1–469


Page image — the source of record

Scanned page 363 of Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān

Machine transcription

(١٠٤) عاقبت از حضور سرکار، فرامرز خان سپاه سالار مأمور شد تا حقیقت طرفین از نيك و بد ظاهر شود سردار محمد ابراهیم خان را نیز با تفاق سپاه سالار همراه فرستاده که هر گاه نایب محمد علم خان گناهکار باشد سردار مذکور را سپاه سالار بسریر حکومت نشاند اضافه بران مقصد سالار همچنین بود که نایب محمد علم خان را عزل کند زیرا که جرنیل داؤد شاه خان دست پرورده سالار بود مختصر کلام چون سالار به ترکستان رسید نایب محمد علم خان از کمال عقل و دانش و از روی تدبیر سپاه سالار را بهانه ریزی از خود بدر کرده گناهکاری خود را به بی گناهی جرنیل مبدل کرده و جرنیل مذکور را سراسر گنهکار ساخت اضافه بران جرنیل داؤد شا خان از عقل و تدبیر بری بود وجهالت افغانی افزون داشت و به حضور سالار گستاخانه حرکت میکرد و مغرور بود که سالار پدر و من فرزندم اما ندانست که زر از همه افضل تر است گویا از فرموده استاد بی خبر ماند . بیت خواهی که دل دلبر تو نرم شود از خانه برون آید و بی شرم شود زاری مکن وزور مکن زر بفرست زر گر بر سر فولاد نهی نرم شود بهر حال نایب محمد علم خان میدان دشمنی را برده جرنیل از منصب عزل شده به امر سپاه سالار روانه کابل شد و نائب محمد علم خان بالاستقلال شد چندی نگذشته بود که قضیه فراری سردار محمد یعقوب خان از کابل پیش آمد چنانچه بعد ازین شرح فراری سردار محمد یعقوب خان خواهم نوشت اکنون فرامرز خان سپاه سالار بامر و فرمان سرکار پادشاهان عازم کابل شد که از دنبال سردار محمد یعقوب خان باید با لشکر و سپاه برود بهر حال باقی مانده رویداد نائب محمد علم را تمام کرده سر مطلب باز گردم لهذا بعد از رفتن سپاه سالار بجانب کابل ترکستان کما کان به نائب محمد علم خان باقی ماند صاحب اختیار ملك و نظام شد گویا شمشیری بود در غلاف و يك بار از غلاف بر آمد اول حرکتی که کرد این بود که سردار محمد ابراهیم خان که پسر پادشاه بود بخرابی تمام و بی عزتی مالا کلام بکابل فرستاد و پاس خاطر نکرده هر چند که سردار مذکور هم در اصل مقاع نه بود والا نائب محمد علم خان چه قدرت داشت که به طریق زبونی فراری کند مخلص کلام هر گاه از کردار و رفتار و گفتار نائب محمد علم خان خواهم که شرح وار تحریر دارم ده کتاب بزرگ میشود باری بعد از فراری سردار محمد ابراهیم خان که دیگر کدورت باقی نماند و آسوده خاطر شد تخته پل که پای تخت بود بر هم و خراب کرد و در مزار شریف آمده پای تخت کرد گویا پای تخت ساخت و آبادی بسیار نمود و بزرگان دربار را امر به آبادی کرد همچنین در آبادی کوشیده مزار شریف را شهر بزرگ ساخت بعد از آن در آبادی روضه مبارکه شیر خدا که نیت کرده بود خدمت کرد و عمارت را کاشی کاری و گنبد روضه را بزرگتر و بلند تر جدید عمارت کرد زیرا که سابق از گنبد خانقاه پست تر بود و در و دیوار اطراف روضه را بصدق دل انجام داد و شب و روز متوجه شکست و ریخت روضه مبارکه بود اما در باب سپاه و فقرا راجع به ظلم و تعدی شد چنانچه ظلم مذکور از درجه بالارفت و فغان از سپاه و رعیت بر آورد

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān, page 363. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0959/363 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0959/363
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record