BrowsePādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān → page 364

Page 364

Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān · pages 1–469


Page image — the source of record

Scanned page 364 of Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān

Machine transcription

( ۱۰۰ ) پادشاهان متاخر مثلا غلة خود کشته داشت که آنهم بالای فقرا بظلم زراعت شده بود و هزاران خرمن میشد جمع آنرا از جو و گندم و برنج و ماش تاحتی مرچ و پیاز به سپاه تقسیم می شد و از تنخواه قیمت آنرا وضع کرده میگرفت افسران سپاه بدو و به سخن نمی کردند یکی ترس و بیم دوم دانه ریزی از همه افضل اینکه بزرگان حضور پاد شاه همه دانه خور نائب مذکور بودند هرگاه از بزرگان ترکستان عریضه شکایت میرفت بزرگان کابل برعکس آن بحضور عرضه داشت می کردند وباعث معزولی و خرابی عارض می شد بنا بران هر حرکت که نائب محمد علم خان می کرد آنها وحی اسمانی پنداشته تصدیق می کردند بهرحال ظلم وستم نائب بزبان وقلم گنجایش نمیداد اضافه بران به نفس خود هم باك نه بود وطینت نا پاك داشت پسر امرد ودختر بکر باقی در ترکستان نماند که به زور وستم یکشب مهمان نکرد وتصرف نه نمود اکنون قلم در زیان را اضافه برین ازین گفتار نا هنجار که پسند خاطر نیست باز دارم وسرمطلب باز کردم مختصر کلام قبل ازین از تعمیر روضه مبارك وتسخير میمنه و بدخشان که سراسر مقبول خدا ورسول ومنظور پادشاه بخلق الله بود درقید تحریر درآوردم اینك از حرکات ناشایسته که ازوی به ظهور رسیده بود باعث عبرت عالم سزاوار تحریر دانسته نوشتم زیرا که محرر کتاب از ابتدای سلطنت الی فوت مذکور که در کابل شد در ترکستان بوده بچشم سر دیده نقل کردند چنانچه رساله پری که مشهور است از دلی نائب مذکور بودند بهر حال زمانیکه نائب محمد علم خان میمنه را تصرف کرد فارغ شد سه نفر میر های ازبکی که یکی میر محمد خان بیگلر بیگی و یکی میر حکیم خان سرعانی و یکی میر رستم خان میرزائی که سابق در کابل رفته از نائب دادخواه شده بصلح انجا میده بود اکنون هر سه نفر را بعد از فتح میمنه باز کشت در شبرغان زنجیر کرده کابل فرستاد و در ولایت ترکستان محل طمع بوی باقی نماند و هر بیدادی وظلم وستم که میدانست کرد مدت حکومت مذکور در ترکستان هفت سال وهشت ماه کحامل شد تا اینکه بقرار ماموری هر ساله کابل رفت و منظور حضور سر کار شد از قضای الهی ودعای صغیر وکبیر ترکستان و آه وناله يتيمان و بیوه زنان که شب ها بخداوند مینالیدند اول پسری داشت که بهتر از دعای نیم شبی خداوند بوی عطا کرده بود از کردار بد پدرش و دعای مردم فوت کرد بعد ازان روزی از حضور سرکار برآمده منزل خود میرفت بیرون دروازه دربار اسپي لـگــــد بخشکی پای مذکور زد که بعد از سه روز وفات کر د ومردم ترکستان از شر مذکور ایمن شدند اکنون روید اد وكدار شات نائب محمد علم در ترکستان بسیار است بمقياس عقل گنجایش نمیدارد وزیان قلم در تقریر آن با وجود دوزبانی عاجز وقاصر است وتحرير کننده کتاب از تحریر آن عاجز میماند زیرا که جمیع کارات آنرا از زشت وزیبا بچشم سر ملاحظه نموده خصوص کردار زشت نائب مذکور از درجه و اندازه بیرون بود که لایق وسزاوار تقریر ندارد یاری از جای دیگر سخن رانیم لهذامختصر از کدار شات

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān, page 364. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0959/364 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0959/364
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record