Machine transcription
یاد شاهان متاخر
(۳٥)
داده معطل شدند بعد از زمانی طعام پخته شد شش قوری موجود بود طعام کشیده حضور سردار عبدالعزیز خان آوردند با قسحی حیاه تشنگی های خود را چون دستر خوان پهن کرده طباخ یککفگیر طعام انداخته میخورند در بین خوراك قيله گاه محرر کتاب را صاحب اختیار سردار عبدالعزیز خان بودند بشخصی فرمودند که بجانب کلات ملاحظه فرمائید که خاك و بادچه شد شاید که دنباله گر دزد يك عیار سیده باشد هنوز شخص فرستاده نرفته بود که سردار عبدالرؤف خان پسر نواب جبار خان با یکنفر خدمتگار خود رسیدند سلام نکرده بیان کردند که لا لا از گرسنه گی بهلاکت رسیدیم تقسیم مارا بگذارید چنانچه طعام تناول شد بعد از ان از سردار عبدالرؤف خان سوال کردند که چرا دنبال ماندید فرمودند که در زیر کلات درون باغچه خواب رفته بودیم نخواستیم که آفتاب آمده و شما یان معلوم نمیباشید لاچار سوار شده بجانب شما آمدیم نامی بخنده و شوخی سوال کردند که هر گاه گرفتار دشمن میشدید عجب حادثه پیش می آمد بعد چه میکردید قهقهه بخنده شد و فرمود که این یکی از جمله صفت های افغانستن است و در غیرتم افزوده و در مبلغنم اضافه بران افزوده میشود زیرا که شیوه مردی و مردانگی در افغانستان همین سلحاه جاری است بلکه از جمله نمك حلالان شمرده می گردد و هر گاه شمایان می خواهید که صاحب عزت وصاحب دولت شوید هرسال بيك پادشاه سلام بکنید و از دیگر پادشاه در گذرید که موجب ترقی میباشد و هر گاه چنین نکنید گو یا در خطه افغانستان بکداهی میرسید و بنان خوردن محتاج میکردید این نصیحت بزرگی است که با شما کردم زیرا که
عمری من دیدم و بزرگ امال افغانستان است مختصر کلام هر گاه راجع به تحریر اینگونه رویداد شوم عمر طویل میخواهد و از قلم و کاغد فغان بر می آمد بهتر آنکه از مطلب سخن رانیم بهرحال نماز عصر که جمیع فراری امید وار آسوده گی شب بودند که راحت کنند وحتى المقدور هر کس بجهت شام لقمه طعام سرشته کرده بودند که شب تناول کرده راحت نمایند که این خبر وحشت اثر کهز رسید و عیش همه بغم مبدل شد و سراسیمه گی دست داد و بجانب غزنین راه سپار شدند تا اینکه اوجا کوچ خود را در قره باغ غزنین رسانیدند باز دیگر هر گاه رجوع بقیصه خوانی و رویداد کل مقر بدارم مطلب از دست میرود مختصر آنکه روزی که از مقر حرکت کرده شد از کن بسیار سردو پنچ راس اسپ بده اند که علاج کشیدن نشد و منزل اول نیم فرسخ طی شد که ممکن گذشتن نبود وهمان نیم فرسخ بجر تقبل رفته شد باری در قره باغ رسن اقامت انداختند بعد از ان رویداد گرشك و محبوس سردار محمد عزیز خان نادر ثانی و ترك قندهار و واقعه کلات زوارد شدن قره باغ غزنین را جر وار عریضه بحضور فیض ظهور سر کار امیر محمد اعظم خان فرستادند و در قره باغ توقف کرده انتظار فرمان بودند سرکار والاتبار چون قبل ازین از رویداد هرات ولشکر کشیدن سرکار امیر شیر علی خان بقصد انتقام بجانب دارالسلطنه کابل اطلاع داشتند زیرا که سر کار امیر محمد اعظم خان شخص با تدبیر با خبر بودند و یوما فیوما از کذارغات هرات واقت بودند آنوقت در امور سلطنت زیاده از یاده میکوشیدند و متوجه بودند و اسباب وانجام سفر وتهيه وتدارك لشکر از هر خصوص سرشته کرده آماده و تیا ر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
