BrowsePādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān → page 292

Page 292

Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān · pages 1–469


Page image — the source of record

Scanned page 292 of Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān

Machine transcription

(33) پادشاهان متاخر بودم زیرا که قبله گاهم سرپرست و لاله سردار مذکور بودند و حضور داشتند لاکن عرضه می دارم که تقدیرات ازلی چنین رفته بود چنانچه فرموده شاعر است فرد: چون رفته به تقدیر دگر گون نشود يك ذره از آنچه هست افزون نشود والا سردار عالی محمد سرور خان صاحب تدبیر بودند هر گاه بخت برگشتگی نبود در نصف شب که خبر شکست از گرشک آمده بود لازم که صراسمه نمی شدند و فوراً سردار عبدالعزيزخان و پنجنفر بزرگان حضور را جمع کرده اول علاج نگاهداری شهر را می کردند و اشخاص صاحب اعتماد و صاحب اعتبار خود را در شهر مانده سررشته نگاهداری بانها می دادند ثانی از شهر بر آمده در لشکرگاه میرفتند و سررشته لشکر بیرون را بدرستی می کردند چنانچه سردار عبدالعزیز خان هم قوم وباز ووهم نامدار و صاحب اعتبارو مردم نیز از سردار مذکور حذر کرد . حرکت بجا می کردند ممکن بود که شهر از دست نمیرفت و عالمی تباهی نمیشد چگونه شهر را بی صاحب مانده و خالی گذاشته در نصف شب بر آمده در لشکر گاه رفتند بردند و هم چنان شهر بزرگ و اورغان مترك راوا گذارند عجب دارم که شکست دولت و بربادی سلطنت شود زیرا که قندهار رکن آزی دولت افغانستان است چنانچه در خاتمه هم چنان شد که انشالله تعالی در وقتش تحریر کرده میشود اکنون سر مطلب باز گردیم و از مدعا سخن را نیم مختصر الام سردار محمد سرورخان تا نصف النهار در لشکرگاه بودند بعد ازان با هزار پریشانی از سوء تدبیر از دار گاه بر آمده حوار اسپ عقاب کوه پیکر زمین دوز دریانورد شده بخیال خام تدبیر دانسته رجوع بدروازه شهر آور دند که شا ید بزرگان لشکری و بعضی از لشکریان اندیشه نمك كرده راجع باین طرف نمایند وسر دار مذکور داخل شهر کردند باو جودی که عصری صفت مردم افغانان خصوص لشکریان را می دانستند که دریم آب را گل آلوده کرده ماهی می گرفتند بهرحال هنوز بدر وازه شهر نرسیده خیلی دور بودند که از بالای دروازه شهر توپ صدا کرد وزلزله در جان سردار محمد سرور خان و سوار رکابی وارد لرز بر جلو انداخت چنانچه به ضرب توپ تمامی سوار و پیاده را پراگنده ساخت لاچارترك شهر گفته راه صحرا . پیش گرفتند و خود را بسرعت از شهر و اطراف شهر دور کرد ند و بجانب کلات راه سپار شدند بلکه از ترس دنباله که آوازه سردار فتح محمد خان بود بسرعت اسپ میراندند تاوارد خیل آخند شدند و ساعتی توقف نمودند اکنون شرح فراری از قندهار تا خیل آخند هر چند که یکشب ويك روز است اما بسیار است ترك تحریر آن کردم زیرا که همچنین گذار شات باعت طويل کلام است و الا بكي تكذك باريدن از همان بشدت تمام که گاهی چنین کسی پیاده کار یا دنمی دهد و دویم در شب تاریک که عین شدت باران و شکرک بود اردلی هاشی پیاده در پهلوی سوار آمده به تفنگ در بغل سوار میزدند واسپ سوار را گرفته بجانب قندهار باز گشته میرفتند چنانچه سراسیمه گی پیش آمده بود که پدر از پسر فراموش کرده گویا قیامت صغراء بر پا بود و بدون از این چند نتیجه دیگر از بخت برگشته دست داد تا زمانی که در خیل آخند رسیده ازین بلاهای عظیم نجاتی حاصل شد بهر حال شش ساعت در خیل آخند توقف بعد ازان بجانب کلات روان واسپ تازان و بسرعت تمام خود را در کلات رسانیدند در آنجا ماموری بود نمک حرامی کرده دروازه های کلات را بسته کرد و مردم درون قلعه را که بمثل خود نمک حرام ساخته بود حکم جنگ داد از همه افضل تر از

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān, page 292. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0959/292 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0959/292
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record