BrowsePādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān → page 227

Page 227

Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān · pages 1–469


Page image — the source of record

Scanned page 227 of Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān

Machine transcription

(۲۲۰) خالص تحریر و بیان تقریر انکه سر کار امیر شیر علیخان چون لشکر خود را پراگنده دیده مشاهده کرد از غضب بر آشفت و بدریای حیرت فرورفت چنانچه بدن مبارك شان بلرزه در آمد و متفکر بهر جا نپ نظر میکرد و راه چاره را مسدود میدید اما میخواست که خود را بدریای آتش زنــــد شــــایــــد گـــوی مراداز میدان نبرد توانـــد برد لاکــــن خـــدمتگــاران صاحب تدبیر که دره كاب قشان بحضور بودند و حیات سر کار امیر شیر علی خان را حیات جان وزندگانی خود میدانستند به حرکت کردن بجنگ نمیگذاشتند و بدین و تحمل تسلی میدادند و تا اینکه شکست لشکر قندهار نزديك شد و سر کار امیر شیر علی خان که بالای تپه نشسته ملاحظه میفر مودند از غضب بیدران طاقت تحمل باقی نماند و آشفته حال چـــون شیر شر زه از جای برجستند وسوار اسب بناد رفتار شدند ودست بشمشیر خود را بقلب لشکر دشمن زدند و خدمتگاران حشمر وسواران رکابی که چون پر وانه بدور آن شهسوار جمع بودند و دره كاب نار وفدائی در رکاب سر کار بلشکر دشمن حمله ورشدند و بجنگ در افگیدند و از کشته پشته ها ساختند تا زمانیکه بضرب و مردا نگی و با شمشیر آین لشکر کابل را پس کرد،سوارمیدان نبرد بر آوردند و فراری مودند چنانچه از حدود لشکر گاه دور ساختند کویا از لشکر کابل اعتباری باقی نماند و شکست فاحش خوردند تا آنکه درك كج رفتار با وجود کینه خواهی و کج رفتاری ازین دست و بازو و از ایـــن غیرت و مردانگی وازین تهور وشجاعت و دلاوری دربارهٔ سر کارامیر شیر علیخان انگشت حیرت بدندان تفکر میگزید و هزاران احسین و آفرین میدفت لا أن تقدیر در ضد آن سخن میکرد بهر حال تخمیناً یکساعت کامل همچنین با شمشیر بران قتل وقتال نمودند گویا ســ رکار امیر شیر علی خان يك شیر شرزه بودند که بهر جانب حمله میکردند خلق را بخاك هلاك می افکندند و خدمتگاران نیز پروانه وار برسر آن سر کار جمع وحمله مردانه بدشمن بیگانه بحضور سرور فرزانه میکردند تا وقتیکه اطراف سر کار امیر شیر علی خان از خدمتگاران جان نثار خالی شد و همه چون بنات النعش بمیدان جنگ کشته و زخمی افتادند و قلیلی از بزرگان حضور واندکی از سوار ر کابی باقی ماندند بند نگان سرکار از ملاحظهٔ این احوال متفکر وپرا کنده شده و غریق دریای حیرت گشت و درمابین جنگجای بمال تباه متحیرانه بهرجانب نگران بودند خدمتـگاران حضور که قلیلی باقی مانده بودند و پروانه وار گرد شمع دایره کرده بودند چون احوال را دیگر گون وبدست سر کار را سر نگون دیدند عرضداشت کردند که جانهای ما خدمتـگاران طفیل سر کاراست خواد امروز خواه دیگر وقت چنانچه دیگر خدمتـگاران که جان خودرا فدا کردند و برکاب سر کار جان بازی کردند ما جان دادند اما حیات سر کار آب حیاتی است برای خدمتگاران، امیدواریم که دیگر تردد نکنید و خود را رود بر از مابین دشمن بدر کنید زیرا که دست ستیزه کوتاه ودشمن قوی گریبان گیر وفرصت تنگ، مبادا که قضیه بر عکس افتد آن زمان مرگ برای ما خدمتـگاران بهتر است از حیاتی که بحضور شما نباشد سر کار دل شکسته از غضب که در آن وقت بخاطر داشت و از خود بیخودبود اصلاً بسخن خدمتگاران ملتفت نشده قصد حمله داشت پنجنفر خدمتگار سر کار اشرف را با ختیار خود نمانده از جنگ جای برآوردند و بجانب قندهار با هزاران

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān, page 227. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0959/227 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0959/227
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record