BrowsePādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān → page 228

Page 228

Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān · pages 1–469


Page image — the source of record

Scanned page 228 of Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān

Machine transcription

(۲۴۱) فمواندوه روانه شدند و بندگان اقدس را از چنگ دشمن رها کرده به الا ان دردلاوری سرکار امیر شیر علیخان آفرین باید گفت و در مردانگی شان تحسین باید کرد زیرا حمله هائیکه سر کار باغیرت با وجود شریف بالاشکر کابل کرد هنور از نادر که در آفتاب جهان کشائی نادری خوانده بودم بدیگر پادشاه گوشزد نشده یقین است که بحمله سرکار هر گاه لشکر انگ و تا جيك میبود و امثال از اسباب ترك اقسس میداشت طاقت کرده نمیتوانست اما هزار تحسین و هزار آفرین بمردی و مردانگی و دلاوری و رشادت و شجاعت بندگان عالی سالار لشکر سردار عبدالرحمن خان باغیرت چنانچه شاعر فرموده شعر از مرگ میندیش و غم رزق مخور کین هر دو بوقت خویش ناچار رسد لاکن با وجود فرد استاد جان برای آدمی بسی شیرین است و از جان گذشتن بسی دشوار چنانچه محرر کتاب شش مقدمه را دیده ام و به نفس مقدمه حاضر بودم مختصر کلام مطلب از دست نرود سه خصلت به فضل خداوند سردار سالار میپر بود که سبب آن نام نیک و دریافت اول داد پرور به کار دوم دعای پدر سوم بفضل خداوند شجاعت ذاتی خصلت چهارم شخص لشکر کشی که خرسندی لشکر را قوت تدبیر میدانست و تدبیر از رنگ بود چنانچه در مقابل حمله سرکار امیر شیر علیخان طاقت کرده هر حمله سرکار جگر سوخته بغضب می آورد، سردار عالی دست شمشیر حمله و رمیشد و بمردی جواب میداد و همچنان دشمن قوی را از خود دور میکرد اضافه بران از غیرت و مردانگی لشکر شکست خورده را دوباره بجنگ آورده مقدمه میکرد و دشمن را عقب می نشاند تا خاتمه دشمن را ذلیل ساخت و فراری کرد باری چون لشکر قندهار شکست خورده فراری شدند ولشکر کابل به فتح و فیروزی ظفر یافتند بعد از ان لشکر گاه لشکر قندهار را بتاراج بردند و خیمه و دامان را از نقده جنس پر ساخته و بخیمه گاه خود آرام نشستند و بمرشته زخمی و مقتولان در مقدمه جای توقف کردند تا مقتولان را دفن کنند و زخمی ها را بجراحان قابل سپرده دارند تا معالجه نمایند و دیگر شکست و ریخت لشکر طرفین را جمع آوری بدارند اکنون لشکر کابل را بفتح و فیروزی در حدود کلات بمقدمه جای بگزاریم – چند کلمه از سرکار امیر شیر علی خان شنوید که شکست فاحش یافته جانب قندهار روانه شدند با هزاران غم و اندوه طی مراحل و قطع منازل می نمودند اما سر کار امیر شیر علیخان بدرجه غضبناک بودند و چین در جبین انداخته رفتار می کردند که تا احدی طاقت سخن کردن نبود و بندگان سر کار هم با احدی تکلم نمیکردند تا بله همکینی سر کار از باعث پنج نفر خدمتگاران حضور بود که هم هجانهای خود را فدای رکاب سرکار نموده بحضور نامدار جان دادند زیرا که عمر کی بخدمت سرکار در کمال نمک حلالی و راحتی خدمت کرده گویا برادر بلکه بازو شمرده میشدند کدورت سرکار ازین سبب ود واگر نه بر باد شدن تخت و دوا را ذرة بخاطر فیض مظاهر نیاورده باك نداشتند و در خصوص خرابی سلطنت ار در گاه خداوند امیدوار بودند و بارها بزبان جاری میکردند که تا جان در تن و رمق در بدن دارند دست از مقدمه بر نمیدارند و جنگ و جدل

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān, page 228. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0959/228 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0959/228
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record