Machine transcription
(۲۰۸)
نوازش یافتند. مختصر کلام سرکار دل شکسته شکست یافته از قرین حرکت کرده
کوچا کوچ بسرعت تمام وارد کلات شدند سه شب در کلات توقف کرده اندر دانه قندهار
شدند روز پنجم داخل گردیدند و استقامت نمودند بعد از چند روزی متوجه لشکرگیری
و امور سلطنتی شدند زیرا که دشمن در کمین داشتند خصوص قلعه کلات که در بین راه
کابل بود فورا لشکری درخور خدمت کلات سرشته کرده فرستادند که کلات را محافظت
دارند و شرط احتیاط که لازم سپاهیگری است بجای آوردند که مبادا دشمن از کمین
برآید و سراسر بجانب قندهار میشوند بهرحال چون خاطر اقدس اشرف از امور کلات
فارغ شدند با وجود پریشانی روزگار و پراکندگی احوال و غم اندوه بسیار متوجه لشکری
و لشکرگیری و انعام لشکر جمعآوری و شوکت و ریخت سلطنتی شده شب و روز بتدارک
سفر دارالسلطنه کابل و انتقام از دشمن قوی کشیدن تردد داشتند و بت الحظه بیقرار بودند
چنانچه از هرات هم لشکری مکمل اسباب با توپخانه و انجام آن بسرعت تمام طلب حضور
کردند گویا در مدت پنج ماه لشکری بهم رسانده مکمل و مصلح ساختند و بقصد انتقام
کمر بستند و اراده سفر بجانب دشمن کردند.
اکنون سرکار امیر شیرعلیخان را با لشکر مکمل اسباب در قندهار آماده و تیار
بگذارید. چند کلمه از حضور سردار عالی مقدار سردار عبدالرحمن خان شنوید:
چون از مرحمت پروردگار و نظر فیض اثر کردگار و خداوند جبار این چنین فتح
نمایان که اصلا به عقل گنجایش نداشت و در نظر بشر قطعا تقاضا نمیکرد خداوند عالم بکرم فیض
فیاض را الطاف دریاره سردار صاحب اقبال عطا کرده با لشکر قلیل و منزل شیخآباد در مقابل دریای
لشکر مقابل افتاد و فتح نصیب سردار مذکور شد و بخت امیر شیرعلیخان پادشاه بزرگ از دست لشکر
قلیل مذکور شکست یافته فرار داشت ادبار گردید بعد ازین فتح بزرگ که بفضل خداوند
نصیب روزگار سردار عالی شد بندگان عالی از روضههای بزرگ پروردگاری بخاک افتاده
سجدات شکر بجای آوردند بعد از ان که دشمن قوی فراری شد یکهفته در منزل شیخآباد
استقامت فرموده شکست و ریخت لشکر طرفین را جمعآوردند و امور چندی را انجام دادند
اما خطر مبارکشان از طرف پدربزرگوارشان سردار کلان جمع بود زیرا که بعد از فتح
یک رساله مکمل با سه صد سوار خوانین فورا بجهت محافظت و خدماتشان در غزنین فرستاده
بودند ازان سبب که آسوده بودند متوجه شکست و ریخت و اسباب و انجام لشکریان در
در شیخآباد توقف داشتند مختصر کلام در یکهفته از جمیع امور لشکری و دفن قاتلان و سرشته
زخمیها آسوده شدند چنانچه بجهت زخمیها خیمه جداگانه زده جراحان قابل مامور مقرر
کردند که معالجه بدارند بعد مقتولین را که بشمار آوردند پنجهزار نفر بیشتر در مدت
هشت ساعت مقدمه بقتل رسیده و یکهزار و ششصد نفر مجروح بقلم درآوردند بهرحال خیمه
بارگاه و اثاثه سلطنت که از لشکر قندهار در لشکرگاهشان باقیمانده بود جمعآوری کردند
و بتصرف درآوردند و بزرگان دربار امیر شیرعلیخان که دستگیر شده بودند بمثل
مستوفی عبدالرزاق خان که بجنگ حضور سرکار امیر شیرعلیخان در میدان
بحمله سوم اسپش بضرب گلوله توپ از پای درآمد و گرفتار شد نامبرده را
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
