Machine transcription
(۷۰۹)
محبوس نظر بند و دیگران را محبوس مطلق فرمودند ناظر حسین علی خان که با دو هزار سوار
هزاره که کابل را مسدود نموده بودند چون قضیه بر عکس افتاد همان دو هزار سوار
مطیع فرمان خودش نامبرده را محبوس و به خدمت بندگان سردار عالیه تبار روانه و بهمین
خدمت کردن و دست آویز بردن گویا خود را خدمتگار نمک حلال بقلم دادند این از جمله
صفت های مردم افغانستان است بلکه بهمین کردار خود فن و مباهات می کنند ازین باعث
بود که چند سال پی در پی صدمه شد و عالمی تباه شدند زیر که نمک حرامی را بخود قیاس
نمک حلالی می دادند مگر نمی دانند که نمک سود مفالماس است باید و شاید که نمک گیر شده
برباد فنا روند و بهمین منوال صدمه پیش آید و تباه شوند بلکه بقول راوی که مشهور است
می گویند که از شومی شوم می سوزد شهر روم و چنانچه بسیاری مردم بواسطه نمک حرامی
اشیها نقش رسیدند و تباه شدند بهر حال سر مطلب باز کردیم بعد که بندگان عالی
در بین یکهفته از شکست و ریخت لشکر طرفین آسوده خاطر شدند بعد ازان بوجود مسعود
خود بندگان عالی با دبدبه و شوکت روانه غزنین و برکاب همایون يك پلٹن و يك رساله
وشش عراده توپ همراه و بجهت سواری پدر بزرگوار خود يك زنجير فيل مكمل اسباب
که حوزة آن از طلا مرتب شده به استقبال شان همراه بردند بود نه يك شب براه منزل
نموده روز دیگر وارد شهر غزنین شدند و به قدم بوسی حضور فیض ظهور پدر مهربان
که آرزو مند بودند مشرف گردیدند و خود را به قدم بوسی انداخته فغان از دل برداشتند
و به گریه و شادی در آمدند و سردار کلان که این چنین روزی را بخواب و خیال نمیگذرانیدند
از دیدار فرزند دل بند مسرور و منور شده تنگ در بغل گرفتند و اشك شادی از گوشة
چشم جاری کردند و بر سر و روی فرزند خود بوسه میزدند و از بغل جدا نمی کردند
بعد از آن بخاك افتاده سجدات شکر بدرگاه ایزد متعال ادا می نمودند خصوص از دیدار
فرزند که در بساط همین يك فرزند داشتند چنانچه شاعر میفرماید :
شعر
چه خوش باشد که بعد از غم کشیدن
خدا روزی کند دیدار دیدن
چه خوش باشد که بعد از انتظاری
بامیدی رسد امیدواری
مختصر کلام بعد از ملاقات امر کردند که گاو و گوسفند بسیار خیرات فرمودند و مبلغ
زیادی چه از حضور بندگان عالی و چه از خدمتگاران و بزرگان حضور که جان فشان
بودند بجهته خیرات بحضور آوردند و همه را بر گدایان و بینوایان و بیچاره گان دادند
و معمور گردانیدند و یکشب در غزنین توقف نموده روز دیگر بدولت و اقبال از غزنین
حرکت فرما شده با شان و شوکت و فر فرید والی سوار فیل کوه پیکر به جانب شیخ آباد که
لشکر گاه بود روانه شدند روز دیگر وارد لشکر گاه گردیده اعزه واشراف بزرگان
در بار که باستقبال رفته بودند يك يك منظور حضور بندگان سردار کلان شدند
آریانا ۱۰۰۰ جلاب علی ۲ دین محمد ۰ ج محی الدین ۱ شیر محمد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
