Machine transcription
(۱۷۷)
تا اینکه در بین راه با هم ملحق شدند و ملاقات دوستانه نمودند و همدیگر را تنگ در بر
گرفتند و خوش و بشی و خرسندی کردند و با ذوق تمام صحبت کنان داخل لشکر گاه شدند و در بارگاه
و سرا پرده رسیده نشستند و صحبت های متفرق از هر رهگذر بسیار نمودند تا بی طعام آوردند
و تناول نمودند بعد از طعام باز صحبت کنان سر مطلب آمدند و از عهد نامه سخن راندند
وخاتمه کلام الله شریف را حاضر کرده ما بین گذاشتند و همان عهد نامه که سابق ذکر
شده بود و در ارسال و مرسول طرفین که خطوط کرده به همدیگر فرستاده بودند قبول
نمودند و عهد نامه را یک یک بر بان آورده دست بقرآن مجید زدند و عهدهای خود را
بقسم موکد کردند تا آنکه جمیع خواهشهای طرفین که د ر عهد نامه درج بود تمام شد بعد
طرفین بقرآن مجید و فرمان تعهد دست خط و مهر کردند به و آداب تمام یکی بدیگری سپردند
بعد سردار محمد شریف خان ملاحظه کرد که صبح نزدیک و صحبت گرم وسفر خطرناک
و منزل دور همان بهتر که رخصت حاصل گردم زودتر عازم لشکر گاه شویم تا پرده کار
ندرد و بجای ماند هر گاه مشغول صحبت شویم تمامی ندارد فرصت با قیست ودارالسلطنه
نزدیک هر گاه حیات باقی باشد چندین صحبتها خواهیم کرد بعد رخصت حاصل کرده از
خیمه گاه در آمدند و تا خیلی راه صحبت کنان پیاده رفتند از آنجا سردار محمد شریف خان
ورفقائش سوار اسپ شده از حضور سردار عبدالرحمن خان دعا و فاتحه گرفتند وبجانب
لشکر گاه خود راهی شدند شفق صبح داخل لشکر گاه گردیده در بستر راحت استراحت
فرمودند بعد از راحت کردن و برخاستن رجوع بتدابیر آمدن لشکر ترکستان بجانب
کوهستان نمودند و بصدق دل کمر بخرابی دولت سر کار امیر شیر علی خان بستند و هر سه
کید که مایه این همه فساد بودند و معدن اینکار فریب و باعث خرابی و شکست دولت
خداداد کیدی بخاطر آورده بچپه سردار محمد ابراهیم خان در کابل بلفظ عریضه از
طرف خود عریضه فرستادند بدین مضمون ،
شرح عریضه سردار محمد شریف خان
ارجمند اقبال نشان تا چند روزی فکر و اندیشه کرده از روی تدبیر لشکر ظفر اثر را
یکمنزل بجانب کابل حرکت دادیم و خواستیم که لشکر ترکستان آگاه شده قیاس ضعف
بدولت خداداد فرمایند و از کوتل جنک باینطرف وارد شوند آن زمان با قبال شهزاده
بلند اقبال گویا به فیض لشکر از دردهان درآمده میشوند بعد از ان بتوفیق الهی و اقبال
شاهنشاهی بیک چپاول مردانه و شبیخون دلاورانه دمار از روزگارشان برآورده امید واریم
که با جمیع اعزه و اشراف وغورد و بزرگ و متنفس از لشکرشان باقی نگذاشته بمثل كوك
شکار شکار سازیم الله به برآن بهمین تدبیر نیکو سر کرده کل اختیار وشهزاده پیش
جنگ شان که سردار عبدالرحمن خان باشد بدست آید و عالمی آسوده خاطر شوند والسلام؛
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
