BrowsePādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān → page 183

Page 183

Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān · pages 1–469


Page image — the source of record

Scanned page 183 of Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān

Machine transcription

(١٧٦) کابل مبارک باد گفتند بعد ازان خود سردار لشکر کیش با غیرت بخیمه های سپاهی رفته عريضه را خوانده مبارک بادی دادند و مردم پریشان احوال خود را تسلی فرمودند بعدازان مجلس کنکاش فرموده بمصلحت دید افسران و بزرگان دربار و خدمتگاران حضور فرمان محبت آمیز تحریر کرده سه فقره مطلب های شان را در فرمان درج کرده با کلام الله شریف عهدنامه کرده بوسیله بسم الله خط مبارک نوشنه مهر کرده فوراً برای شان فرستادند که هرگاه از روی شوق و محبت امید وارم که زحمت يك ساعت را بخود گرفته تشریف فرمای اینصوب شوید تا بملاقات همدیگر بعد از طول عمرو ایام بسیار واصل شده بدیدار منور آثار آن عزیز ان مسرور گردیده سخن های مخفی که بخاطر خطور کرده و میکند بدون تامغم بمعاودت گفت و شنید بداریم زیرا که قلم و کاغذ محرم این راز نبوده و میباشد خصوصاً بعهد نامه را بزیان اظهار داریم تا طرفین از طرفین آسوده خاطر شوند زهی فرخنده ساعتی که بدین مقصد و مدعا واصل گردیم و بملاقات حضور همدیگر بعد از سال های دراز مسرور و خرسند شویم خلاصه کلام چون فرمان را بصوابدید بزرگان دربار بعهده دارو محمد شریف خان و سردار محمد رفیق خان و جرنیل شیخ میرخان فرستادند و خود را سزاوار سلطنت دار احاطه به معرکی این سه تن دانشگزیر دیدند و امیدوار ملاقات شان بودند و آسوده خاطر شدند بعد فردای آن روز از شوق بیقرار خطوط و عهد و پیمان سه نفر کذاب منافق را بحضور لشکرهای گرسنه و پراکنده خودشان دادند و خواندند و لشکر خود را تسلی دادند و میان اینها گفتند وعده را از باعث زحمت و گرسنگی و سرما بتو از شاهانه امید وار ساختند و وعده های بسیار دادند این بود که روز دیگر حسب الامر سردار محمد شریف خان از منزل خوریفه حرکت فرما شده زیر کوتل و نك كه نزديك به چپه لشکر بود فرود آمدند و انتظار ملاقات سردار محمد شریف خان و رفیقانش بودند باری در زمانی که فرمان تسلی و عهد نامه سردار عبدالرحمن خان بحضور سردار محمد شریف خان و رفیقانش رسید و مطالعه نمودند و خرسند شدند بعد ازان اراده رفتن کردند لاکن قبل از آن غله بسیاری از هر اشیاء و هر اجناس از خوراکه و غیر آن تا گوسفند و گاه و بیده شباشب بخوقيه فرستادند و لشکر گرسنه را سیر کردند و از فاقه گی برآوردند بعد ازان از دنبال غله يكنفر خدمتگار باداشار خود را پیشتر بخرقه فرستادند و از ورود خود اطلاع دهی نمودند بعد از آن خود شان بخوقیه در ساعت هفت بجه شب با سه خدمتگار معتمد خود از خیمه بر آمده چنانچه از لشکریان احدی آگاه نشدند زیرا که سپاهی مردم نمك حلال بودند روانه مقصد شدند و در ساعت ده بجه شب در لشکر گاه سردار صاحب تدبیر بلند اقبال وارد گردیدند اما سردار عبدالرحمن خان چون از آمدن شان واقف بودند با نیه باعث بزرگی سردار محمد شریف خان که عموی سردار عالی میشدند از لشکر گاه خود نیم فرسخ راه استقبال کردند.

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Pādishāhān-i mutaʼakhkhir-i Afghānistān, page 183. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0959/183 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0959/183
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record