Machine transcription
٨٤
ذمت یکی ازین متخاصمها بری میشود . هرگاه صلح باطل شد ؛ در ضمن
صلح ابرا نیز باطل شناخته میشود . درین حال مدعی بدعوی خود
دوام میکند .
این قاعده دو استثنا دارد :
یکی : شخصی شفیع بوده با مشتری عقار برای اسقاط شفعهٔ خود صلح
بکند ؛ صلح باطل گردد لیکن شفعه ساقط میشود .
دیگری : اگر شفیع حق شفعهٔ خود را بمقابل نقد میفروشد ؛ بیع باطل
است ولیکن شفعه ساقط .
قاعدهٔ پنجاه و دوم :
اگر ایفای اصل ممکن نبود ؛ بدل آن ایفا کرده می شود .
یعنی اول باول باید بایفای اصل پرداخت . چون ایفای اصل
ممکن نباشد ؛ آنوقت بدل آنرا ایفا بایستی نمود .
تفریع :
در مسئلهٔ غصب مال مغصوب را عیناً به مغصوب منه دادن
اصلست . بنابرین اگر مغصوب موجود باشد ؛ بایدکه غاصب
بصاحبش بطور «ادا» پس بدهد . این ادا از طرف علما باسم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
