Machine transcription
شعر العجم حصہ چهارم
۲۸۹
دادن را آغاز کرده اند * ۵
مغزی
گرفته زلف گره گیر درمیان دو لب
چو خوشه عنب اندر میانه عناب
قاآنی
دو زلف تابدار او به چشم اشکبار من
چو چشمه که اندر و شنا کنند مار ها
گفتن دعائی زلف تو تحصیل حاصل است
با خضر کس نگفت که عمرت دراز باد
سلمان
بعد ازین از گره زلف بتان کن تسبیح
بعد ازین از خم ابروئی مغان کن محراب
خسرو
بگفتمش که بخورشید چون توان رفتن
کشود کاکل خود را که نردبان این است
شیدا
فسونگر داند آن خاکی که از وی بوی مار آید
شناسم بوئی زلفت را اگر در مشک تر پیچی
ابتدائے ابرو را با کمان، تیغ، چوگان وغیره تشبیه میدادند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
