Machine transcription
شعر العجم حصه چهارم ۲۴۴
هجو و ناسزا میگفتند و چون از جوهری شرافت بی نصیب
بودند. ازین جهت هر چیزیکه از زبان آنها می بر آمد سب
و دشنام می بود.
انوری و خاقانی و سوزنی از همین قسم مردمان بودند
لهذا کار فحاشی و هجو گوئی را بدرجه کمال رسانیدند *
پدر خاقانی نجار بود. مردم نسبت به سوزنی میگویند
که چون معشوق او کدام خیاط بچه بود. تخلص خود به این
لحاظ سوزنی گذاشت. لکن خیال ما اینچنین است. که
خود او شخصاً خیاط بچه خواهد بود. اگرچه در ایران از
اختیار کردن کدام صنعت و کسب در ذات و حیثیت
کسی تغیر و تبدل واقع نمی شود. طوریکه در هند هم مروج
است. تا هم اثر هر جمعیت حتماً بر اخلاق تاثیر میانگند
و اگر این امر مطلقاً ذلت نمیبود. پس ابو العلا چرا در
هجو خاقانی چنین میگفت :-
دروگر پسر بودی نامت بشروان
به خاقانیت من لقب بر نهادم
مذاق هجو بتدریج اینقدر افزونی گرفت که بمجرد رنجیدن
شاعر از کسی هجو را شروع میکرد. از انسانها گذشته هجو
جانور هائی را نیز میگفتند و می نوشتند. در صدی پنجم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
