Machine transcription
شعر العجم حصه چهارم
۲۱۵
و نوعیت مذاق شاعری مقدم از همه چیز بایستی که سراغ مذاق و وضع حکومت نیز کرده شود-
قبلاً خواندید- که در ایران شاعری بطفیل حکومت پیدا شده است خیال عموم عموماً و از امراء و سلاطین خصوصاً چنان بود- که ذریعه بزرگی برائے ابقائے نام و نشان است چنانچه شاعری میگوید- ه
ازان چندان نعیم جاودانی که ماند از ان سامان وال سامان
ثنائی رودکی مانده است هرجائی نوائی باربد ماند و دستان
نظامی عروضی میگوید :- ے
بسا کاخا که محمودش بناء کرد که از رفعت همی با مه ندا کرد
نه بینی زاں ہمہ یک خشت برجا مدیح عنصری مانده است برجا
اگرچه این خیال کاملاً لغو است - زیرا که نام سعدی و خاقانی و ظهیر فاریابی و انوری در زمانه مشهور ولی کسی بخوبی نمیداند که ممدوحین آنها کیست ؟ تا هم این خیال بهترین ذریعه قدر دانی و ترقی پنداشته شده در دربارہائے سلاطین نهایت بزرگ و نامور منصب ملک الشعرائی موجود و برائے شعرائی تنخواہ مزید و معقولی داده می شد. *
علاوه بر ملک الشعراء شعرائی دیگری نیز داخل دربار شاہی می بودند که در مواقع جشن و اعیاد و امثال آں
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
