Machine transcription
قواعد فارسی اول
۲۱
مثل {استم . استیم . استی . استید . استند .
هستم . هستیم . هستی . هستید . هستند .
(۲) سلبی که : خبر را از مبتدا منفی ؛ سازد . مثل :
نیستم . نیستیم . نیستی . نیستید . نیستند .
(۴) فاعل
۳۴- فاعل :- فاعل ؛ اسمی است که : فعل معلوم را باو
نسبت دهند . مثل : احمد ؛ خواند . محمود . می نویسد.
در این دو مثال ؛ احمد و محمود ؛ فاعل ؛ می باشند چرا
که نسبت فعلهای معلوم ؛ بطرف شان شده .
۳۵- علامه فاعلیت یا مبتدا بقای اسم است بحال تجرید
خود .
(۵) نائب فاعل
۳۶- نائب فاعل ؛ اسمی است که : فعل مجهول را بطرف او
نسبت دهند . مثل : کتاب ؛ خوانده شد . نامه ؛ نوشته
می شود.
تمرین ۱۲
برای هر یک از کلمات ربط ثبوتی و سلبی ؛ مبتدا و خبر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
