Machine transcription
٣٤٩
گردون ز جامه که بریده این طراز یعنی ز ساعدیکه ربودست این سواد
گفت انچه بر شمردن ازان جمله نیست دانی که چیست با تو بگویم باختصار
نعل سمند شاه جهان است کاسمان سر ماه بر سرش بنهد از بهر افتخار
انوری در مضمون ناقدری وطن یک شعر مشهور دارد --
بشهر خویش درون بی خطر بودگهر بکان خویش درون بی بها بود گوهر
لیکن این صاف سرقه شعر میر معزی است او میگوید --
مردم بشهر خویش ندارد بسی خطر گوهر بکان خویش ندارد بسی بها
الحاصل پیغمبرے سخن انوری بی مغزه است . البته در بعضی
امور از معاصرین خود یعنی ادیب ، صابر، ازرقی ، لامعی ،
رشیدالدین وطواط عبد الواسع جبلی مغربی و غیره افضل
است که تفصیلش نیست --
فضیلت بزرگیش انیست که کلامش بر مرح محدود نیست آن
کیفیات هر رقم را ادا کرده که بذریعۀ آن زبان وسعت یافت.
اگر شاعری امروز ادا نمودن حالات عامه را بخواهد در الفاظ
و ترکیب و بند شمش از کلام شعرا سوای کلام انور ی خیلی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
