Machine transcription
۱۸۳
پرستار با جام زرین بدست تو گفتی به ایوان درون جامیست
همی صد طبق مشک عبیر زعفران همی ریخت گلشهر با خواهران
رستم تابوت اسفندیار فرستاد مرا هم تابوت ساخته شود!
یکی نغز تابوت کرد آهنین بگسترد فرشی بپاسے چین
دراندوخت روی آهن بقیر پراکند بر قیر مشک و عبیر
وزان پس که پوشید روشن برش ز فیروزه بر سر نهاد افسرش
چهل اشتر اورا رستم گزین ز بالا فرو هشته دیبای چین
یکی اشتری زیر تابوت شاه چپ و راست اشتر پس اندر سپاه
پشوتن همی رفت پیش سپاه بریده بمیش و دم اسب سیاه
برو بر نهاده نگونسار زین ز زین اندر آویخته گرز کین
همان نامور خود و خفتان اوی همان ترکش و مغفر جنگ جوی
ازین بیان مفهوم شد که در عهد مذکوره دستور بود که میت سردار را در تابوت آهنی می برداشتند و روی تابوت را سیاه کرده بر سرش مشک و عنبر پاش می دادند، خود میت را لباس شاهانه در بر کرده تاج زر بر سرش میگذاشتند، و تابوت را
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
