Machine transcription
٨٤
و شان و عفت محبوبه آتش عشق شانرا برابر ملتهب داشته از ابتذال
باز میدارد مگر این خوبی را در قسمت ایران ننوشته اند.
٣ـ عاشق ایرانی خود را بسیار ذلیل نشان میدهد و خود را سگ کوی
جانان میگوید و بران هم تسکین نیافته انرا گستاخی تصور می نماید و ذلتهای
رقم رقم و خواریهای پی باپیان را طره کلاه فخر خود میداند و گمان می برد که کمال
عشق همین جذبات اند چنانچه جامی میگوید ـ
سحر آمدم بکویت بشکار رفته بودی تو که سگ نبرده بودی بچه کار رفته بودی
شنیده ام که سگانرا قلاده میبندی چرا بگردن حافظ نمی نهی رسنی
برخلاف عرب که در هیچ حالت جذبات عزت نفس و خود
داری خود را از دست نمی دهند، عاشق عرب طالب وصال ست
لیکن کدانیست، جانباز ست ولی غلام نیست ـ اماده مصائب ست
مگر ذلیل نیست او بمعشوق خطاب میکند ـ
فلا تحسبى انى تخشعت لبعد ولا اننى بالمشى فى القيد انثنى
گمان مبر که من پس تو کم حوصله شدم و نه اینکه از زنجیر پای بر فتار مانده میشوم
٤ـ شاعران ایران جذباتی را که ادا میکنند چون از صداقت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
