Machine transcription
٦٤
۱- پیشتر در کلام با الکل سادگی بود ، سخنی را بهیچ میگفتند ، فغانی این صنف را
بالکل تبدیل نمود و پیروانش این را بدرجه کمال رسانیدند، چنانچه فغانی میگوید:
در مانده اصلاح و فسادیم الخڈ زین رسمها که مردم عاقل نهاده
مضمونیکه در شعر ظاهر نموده این ست که حكما و فلاسفه اصولهای خیر و شر را
قائم نموده اند و در میان ان اختلافات هم بسیار دارند مثلاً یکمی اصولی را مخالف
اخلاق و یا تمدن میگوید و حکیم گرعین همان اصولی را در ضروریات مدنی و انسانی
می شمارد بنا برین عوام که قوت فیصلہ ندارند در تذبذب افتاده بند می مانند، این
احکام حكما چون با هم متناقض میباشند امکان اینهم نیست که هر دو را بجمع نمائیم
همین خیال را عرفی به بیباکی و چشم سفیدی زیاد ادا میکند:
کفر و دین را ببر از یاد که این فتنه گران در بد آموزی ما مصلحت اندیش خوداند
عرفی صلاح و فساد را بلفظ کفر و دین تبدیل کرد، باز بهر دو خطاب فتنه گری داد
فغانی صرف این گفت که اختلافات عقلا در اصول صلاح و فساد ما را در تذبذب
انداخته اند عرفی میگوید که ما را (کفر و دین) به نزاع اماده کرده اند و ازین غرض شان
صرف این ست که گرم با زار یشان قائم باند که بدون اختلافات جوش و زنق از دنیا
گم میشود-
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
