Machine transcription
١٦٣
که هست همه اثر قوت فیض همین باده مرد افگن میباشد.
این کیفیت از استیلای عشق حقیقی پیدا میشود یعنی چون ارباب
عرفان از نشئه محبت معشوق حقیقی (صانع کل) بالكل سرشار میگردند از نظر
شان سوای یک وجود محبوب دیگر همه کائنات گم میشود این یک کیفیت
و حالت است که هدف شاعری توانست تصویر آنرا بکشد
اوحدی کرمانی مدارج ترقی نفس انسانی را شرح داده و در جایش
فنا را قرار میدهد صورت تعبیر لطیفش اینست -
چون دید برفت و من بماندم زان پیش ندیدم و نراندم
تا دیده بجای بود می دید چون دیده نماند گوش بشنید
چون دیده و گوش کور و کر گشت گفتار مباز بان در گشت
زین حال پس از کسی نشان داد بخشنده عقل و نطق و جان داد
ا بدم بدانکه او
وان همه که این چنین بگو گفت چون من نه
خود گفت حقیقت و خود بشنید وان روی که خود نمود و خود دید
پس باش بیقین که نیست والله موجود حقیقی سوے الله
۱ ـ بیا د رد ای غبار وقتل که خون بهانه داد - مراد این است که گفتار و زبان فنا گشت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
