Machine transcription
٩٦
اگر ہر ساعتی صد بار رخسارش بصد دیدہ
همی بینی مشو قانع که دیدار دگر دارد
و مثلا بعض اوقات بر سالک فیضان عجیب بند می شود و از ان حالت
قبض پیدا میگردد آن حالت به هجر و فراق کامل مشابهت دارد.
و مثلا در نگاه عارف همه تکالیف و مصائب دارالمحن (دنیا) از
طرف فاعل حقیقی است پس در برداشتن آنها لذتی دست میدهد که در
جور و جفای معشوق مجازی حاصل می آید عارفی میگوید .
هر چه خواهی بگو کاین همه دشنام تلخ
چون به لبت میرسد شهد و شکر میشود
عهد کردی که بسوزی بغم خویش مرا
هیچ غم نیست تو می سوز که من می سازم
در دو صافت ترا کار نیست دم در کش
که هر چه ساقی ما ریخت عین الطاف است
روی گشاده باید و پیشانی فراخ
آنجا که لطمه های یدالله میزنند
۲- شاعری صوفیانه از الفاظ و خیالا تیکه خلاف تهذیب و نزاکت و
متانت و نزاهت می باشند بالکل پاک است مثلا بوس و کنار
آغوش و غیره غیره :: معلوم است که تعلق تصوف به عشق حقیقی است
و آن باین امور علاقه ندارد - شک نیست که در تصوف اکثر خیالات
را به لباس مجاز ادا میکنند لیکن قدم از حد نزاهت بیرون نمی نهند پس
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
