BrowseFārūq ḥiṣṣah-ʼi duvvum → page 362

Page 362

Fārūq ḥiṣṣah-ʼi duvvum · pages 1–415


Page image — the source of record

Scanned page 362 of Fārūq ḥiṣṣah-ʼi duvvum

Machine transcription

۳۵۱ و آنها گوش میکردند و در عین مرثیه خوانی گریه میکرد و همه را میگریاند، وقتی بخدمت حضرت عمر رض حاضر آمد وی حکم نمود که مرثیه بخواند متمم چند شعر خواند که اخیر این بود. وَكُنَّا كَنَدْ مَانَى جَدِيْمَةَ حِقْبَةً مِنَ الدَّهْرِ حَتَّى قِيْلَ لَنْ يَتَصَدَّعَا ما هر دو یکوقتی ندیم جذیمه بودیم (نام یک پادشاه است) تا حدیکه مردم میگفتند گاهی از هم جدا نخواهند شد فَلَمَّا تَفَرَّقْنَا كَأَنِّي وَمَالِكاً لِطُوْلِ اجْتِمَاعٍ لَمْ نَبِتْ لَيْلَةً مَعاً بعد وقتیکه هر دو از هم جدا شدیم گویا یک شب با هم بسر نبرده بودیم حضرت عمر رض متمم را مخاطب کرده گفت اگر من اینچنین مرثیه گفته میتوانستم برای برادر خود زید میگفتم، متهم گفت! امیرالمؤمنین! اگر برادر من مثل برادر شما شهید میشد، من هرگز ماتم او را نمیکردم،، حضرت عمر رض مدام میفرمود طوریکه مرا متمم تعزیه نمود هیچکس ننمود : دران عهد خنسا نام یک شاعرهٔ بزرگ دیگر هم بود که دیوانش تا امروز موجوده بجز مرثیه چیزی ندارد، علمای ادب اتفاق دارند که در فن مرثیه تا امروز بمثل (خنسا) پیدا نشده، حضرت عمر رض او را دید که در مکهٔ معظمه گریه میکرد و نعره میزد،

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Fārūq ḥiṣṣah-ʼi duvvum, page 362. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0935/362 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0935/362
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record