Machine transcription
۲۳۹
و از بدوی اجازه گرفته امّ کلثوم را بخیمه فرستاد بعد اندکی پسری تولد شدامّ کلثوم
آنحضرت را صدا کرد که ای امیرالمؤمنین ! دوست خود را مبارکبادی بدهید،
جین که بدوی نام امیرالمؤمنین را شنیده برجسته مؤدب نشست حضرت عمررض
فرمود که هیچ باک نیست فردا پیش من بیا که تنخواه بچۀ ترا مقرر کنم.
عبدالرحمن ابن عوف میگوید یکشب حضرت عمررض بخانۀ من تشریف آورد
گفتم چرا زحمت کشیدید مرا میخواستید فرمود که همین وقت خبر شده ام که یک قافله
بیرون شهر فر آمده نفری قافله همه مانده و هلاک اند بیا که ما و تو برویم پہرہ بدہیم،
چنانچه هر دو بزرگوار رفته تمام شب پہرہ دادند .
در سال قحط آنحضرت حالت بسیار عجیب داشت، تا وقتیکه قحط بود ،
گوشت و روغن و ماهی بلکه هیچ چیز لذیذ نمیخورد و بنہایت خشوع دعا میکرد
ای خدا امت حضرت محمد مصطفیصلعم را بشامت اعمال من تباه نسازی، غلام او اسلم
میگوید از فکر و ترددی که فاروق اعظم در اوقات قحط داشت قیاس میرود که اگر
قحط رفع نمیشد از غمش هلاک میگردید سررشتۀ ہائیکہ در قحط نموده ہمہ پیشتر بیان شد.
یکبار یک بدوی بحضورش آمده این اشعار خواند .
یا عُمَرَ الخَيرِ جُزيتَ الجَنَّة - اى عمر! خير بهين خير جنّت است
همه این روایتها در کنز العمال جلد ٦ صفحه ٣٤٣ باسناد مستند منقول است .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
