BrowseFārūq ḥiṣṣah-ʼi duvvum → page 251

Page 251

Fārūq ḥiṣṣah-ʼi duvvum · pages 1–415


Page image — the source of record

Scanned page 251 of Fārūq ḥiṣṣah-ʼi duvvum

Machine transcription

۲۴۰ اكسُ بُنيّاتى وا مُعطَنُهُ بچه های مرا و ما درشان را رخت بپوشان اقسَمتُ بِاللّهِ لتفعَلَنَّهُ بخدا قسم که تو این را حتمآ خواهی کرد حضرت عمر رض فرمود که من گفته ترا نمیکنم تو چه میکنی؟ بدوی گفت . تکون عن حالی لتسئِلَنَّهُ ترا بقیامت از چه من سوال خواهند کرد والواقِفُ المَسئول بَینَنَّهُ و تو حیران و سرگردان خواهی ماند امّا الى نارٍ وَامّاجَنَّة پس یا طرف دوزخ یا طرف جنت خواهی رفت حضرت عمر رض آنقدر گریست که ریش مبارکش تر شد پس بغلام خود فرمود که همین پیراهن مرا باو بده و درین وقت غیرازین نزد من چیزی نیست . یک دفعه در شب میگشت دید که یک زن در بالاخانهٔ خود نشسته این شعر را میخواند تطاول هذا الیل واسری جانبه شب سیاهست و دراز شده میرود ولیس الى جنبى خلیل الاعبه و حالا آنکه در پهلوی من دوست نیست که ملاعبه کنم شوهر این زن بجهاد رفته بود و او در فراق شوهر خود این ابیات درد انگیز را میخواند حضرت عمر رض قلق بسیار گرفته و گفت من بر زنهای عرب ظلم بسیار کرده ام نزد حضرت بی بی حفصه آمد پرسید که زن بی شوهر چقدر طاقت کرده میتواند آن مخدره گفت که چهار ماه همینکه صبح شد بهرجا حُکم فرستاد که سپاهی زیاده از چهار ماه در هیچ جا نماند . سیرة العُمَرین و ازالَةُ الخفاء

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Fārūq ḥiṣṣah-ʼi duvvum, page 251. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0935/251 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0935/251
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record