Machine transcription
۳۱۷
مسافه – دوری ، بعد .
مسامحه – غفلت ، آسان گرفتن .
مشاق – مشقتها .
مشاهدات – چیزهائیکه دیده میشوند .
مشعر – آگاهی دهنده ، بیان کننده .
مصادمه – باهم کوفتن .
مُصِر – اصرار کننده ، محکم .
مضر – ضرر کننده .
مضروبه – زده شده .
مطرد – یکسان .
معلمین – تعلیم کنندگان .
معاینه – فوج را از نظر گذرانیدن .
مع مافیه – باوجود آن .
مقید – بند شده .
ملحوظ – امکان داشته ، دیده شده .
ملکه – قوتیکه در طبیعت جا بگیرد .
ملکات – جمع ملکه .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
