Machine transcription
۳۱۶
متزلزل - مضطرب، پریشان.
متسع - فراخ شده.
متممه - تمام کننده.
متنوع - گوناگون.
متوازن - مساوی.
متوالی - پی در پی.
متناوبا - پی در پی.
مجانبت - پرهیز کردن.
مجاور - همسایه.
محتوی - در بر گیرنده.
محور - خطیکه باطراف آن دور کرده میشود.
مدافعه - دفع کردن.
مرئیت - دیده شدن.
مرجح - بهتر.
مرمی - گلوله توپ و تفنگ.
مساحه - پیمایش.
مساعد - یاری دهنده.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
