Machine transcription
۱۱۹
ازین شغل منع نمیکرد و بهنگام فرصت طبقی از طلای احمر که
هزار مثقال وزن داشت نهان ساخته بخانه خود برد
و براین سر هیچکس بجز از نوشیروان اطلاع نیافت
چون مردم متفرق شدند خوانسالار احتیاط در تعداد اوانی
طلا و نقره کرد یک طبق را نیافت خواست که خدمتگارانرا
در عرضه تعذیب بر آورد شاه با او گفت دست ازین
بیچاره گان بردار که آنکس که طبق را برده باز نخواهد داد و انکس
که دیده باز نخواهد گفت بعد از یکسال دیگر در بار عام آن
سرهنگ به بساط بوسی رسید چون چشم نوشیروان
بروی رسید نزد خود طلبید و در گوشش او گفت مکروجه
پاسال با تارسید که با امسال آمده سرهنگ
تصحیح شده حمیدالله
تسلیم که باید کرد که تسلیم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
