BrowseTārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah → page 388

Page 388

Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah · pages 1–581


Page image — the source of record

Scanned page 388 of Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah

Machine transcription

فتوحات اسلامی (۳۴۹) غزوه محمد بن ابی عامر گردن سراء و قصرها و مهیا کرد اسباب زراعت و فرنگها را چنان نشان داد که در ان شهر اقامت میکنند ویر کندہ کرد لشکر را کہ قتل غارت کند چون از لشکر اسلام بستوہ آمدند عرض صلح کردند که بی غنایم و بی اسیران بروند و کسی غرضدار نشود منصور قبول کرد گفت من نیز دم در تجاوزت میکنم ازینکه بستوہ آمدند گفتند غنایم واسیرانرا با خود به بر و برو گفت من پاکش ندارم که غنایم را به برم و بروم اخر الامر اینی شدند که بر ماشان راحله و بارکش بدهند بشرطیکہ بروند پس فرنگ بر حیوانات خود غنایم و اموال را بارکرد و توشه برداشتند و جیفه های مرده گان را بدوش خود گرفته از راه دور گردند ایشان را از شهرها اسلام رسانیده اند. حکایت عجیب از حکایات منصور بن ابی عامر و از اخبار منصور نیست که وقتی قدوم آورد بر وی رسول ملک روم که بزرگ پادشاهان روم بود و قصد ملک از ارسال این بود که طوایف اہل اسلام را معلوم نماید پیش از اندان رسول مقصور حالا دانست پس امر کرد که در محاذی قصر او بکنار برکه بزرگی در میان بستان مزرعه را نیلوفر بکارند و امر کرد که بقدر این مزرعه چهار قطار قطعاتی از طلا و نقره بسازند بعد از ان فرمود تا پر کنند آن نیلوفر را از ان طلا و نقره پنهان کردند چو رسول ملک روم قدوم آورد حاضر کردند او را پیش از فجر در بارگاه ملک که سمی بود بزاہرہ چون قریب طلوع فجر شد هزار غلام که قباهای طلا و نقره کار پوشیدہ بودند در دستان شان کربند طلا و نقره بسته بود بدست بعضی طشت طلا و بدست بعضی طشت نقرہ آمدند چون رسول اینها را دید تعجب نمود از حسن صورت و خوبی سیرت شان ۔ اما ندانست که مقصود ازیشان چیست چون آفتاب طلوع کرد ظاهر شد نیلوفر از آب پس شتابی کردند بر آچیدن طلا و نقره از نیلو فرچنانچه میوه را از درخت میچینند تا اینکه همگی طلا و نقره را چیده بحضور ملک آورد و توده کردند پس تعجب کرد رسول ملک روم از دیدن این امر غریب و بزرگ شهر آنرا دگمان کرد که این طلا و نقره نامیده آن درخت است و طلب کرد صلح را از مسلمانان و به سرعت بازگشت بسوی ملک روم و گفت که هرگز دشمنی نکن باین قوم مسلمان زیر اکه من دیدم که زمین خدمت اینها را میکند و گنجها را بایشان میدہد و این حیله عظمی بود جهتہ شوکت اسلام و منصور بن ابی عامر از شانها دین بود در نصره اسلام ذکر غزوه دیگر از غزوات او سبب این غزوہ این بود کہ روزی طاقی شد منصور را زنی و گفت ای منصور بشنو عرض مرا فقط در مقدار صد طلق با گندید ١ [ILL]

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah, page 388. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0900/388 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0900/388
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record