BrowseTārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah → page 387

Page 387

Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah · pages 1–581


Page image — the source of record

Scanned page 387 of Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah

Machine transcription

فتوحات اسلامی (۳۷۸) غزوہ از غزوات محمد ابن قاسم رفتی عرض مرامبنمور نمائی چون رسول مراجعت نمود به نزد منصور قصه نموداران شهر اظهار فرحت میکرد منصور گفت ایا دران شهر امری بستکره ندیدی ناگاه یاد اوازان زن آمد و گفت دیدم قضیه آن زن الغت ـ منصور چون شنید بر شفت و تغیر کرد و گفت چرا در اول این قصه را نگفتی پس از ان تجهیز نمود لشکری عظیم بسوی غرسیه جهتة انتقام چون آوازه لشکر بابن شاسجه رسید ترسید فورا رسول با مکتوب بسوی منصور فرستاد که من بر گناه خود نمیدانم که لشکر بر من میایدی پس منصور رسل ابن شاسجه را پس فرستاد و گفت گناه تو اینست که با من معاهده کردی که اسیر مارا زن و مرد پس میفرستم و حال ظاهر شد است که یک پیر زنی در شهر تو از ماسورت باقی مانده در فلان کنیسه چون خبر بابن شاسجه رسید همان زن را خواسته و همراه آن زن دیگر همراه کرد و قسم یاد کرد که این زن اندیدم و خبری اورانشنیدم و عرض کرد که آن کنیسه را خراب کرده ام پس منصور شکر را از ان شهر باز گردانید آن زن را با هل او رسانید و بی احسان بسیار کرد و خلیفه هشام بنحوی فراموش شد که هیچ کس آن را نمیدید و از ان بیم در میدندشت مگر انیکه اسم او در سکه بود و در منابر خوانده میشد و گاه که سوار میشد و تفرج مینمود آن را نقاب میکردند با چند زن محبو که شناخته نمیشد و کسیکه پیش او میرسید دراه باز میکرد و کسی که قصد مراودت با وی مینمود آنرا محبوس میکردند و منصور پنجاه غزوہ کرد که هر یک فخر اسلام است و اگر مفصلاً آن ابیان کنیم کلام بطول می انجامد و هیبت او در دک کافران بسیار متمکن شده بود و بعضی از حکایات آن اینست که در بعضی از غزوات لشکریان بیرق را فراموش کرده بودند مدتی مدیدی خیلانیده و کفار از ترس اطلاع نمیشدند که کسی همراه بیرق هست یا نیست و این از مفاخر آهل توحید است بر اهل تثلیث چون میدانسند که ما را قوت مقاومت آهل سلام نیست ناچار فرار بر قرار اختیار کرده در قلاع و جبال متحصن و متمکن میشدند و از مفاخر منصور در بعضی غزوات اینست که گذشت بالشکر خود از مابین دو کوه کلان در بلاد فرنگ غیر آن مضیق دیگر راه نداشت و در ان شهر ها بسیار بود قتل و غارت نمود و کسی حوصله مخالفت نداش چون مراجعت نمود که از ان مضیق بگذرد دید که لشکری زیادی از فرنگ در ان مضیق مہیا گردیده آن تنگ نای را گرفته است و وقت زمستان بود پس در جایکے در بلادشان و لشکرگاه بر عسکر خود معین کرد و برا خود منزلی گرفت و امر کرد شکر را بنیان

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah, page 387. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0900/387 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0900/387
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record