BrowseTārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah → page 389

Page 389

Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah · pages 1–581


Page image — the source of record

Scanned page 389 of Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah

Machine transcription

فتوحات اسلامی (۳۸۰) حکایت عجیبه که تو در خوشی عیش خودی من گرفتار غم و مصیبت پس رحم کن برایم پرسید آنرا از مصیبت او آن زن گفت که بود برایم پسری و آن در غزوت اسیر شده الحالا در فلان شهر بدست کفار گرفتار است پس منصور آنرا تسلی نموده اظهار رقت کرد فوراً امر بتجهیز لشکر بطرف آن شهر نموده همراه لشکر بسوی آن شهر رفته داخل شد آن شهر را و قتل غارت نمود تا اینکه خلاص کرد پسر زن و باقی اسیران اسلامی را و بازگشت بسوی دارالخلافة مظفر و منصور و پسر آن زن را تسلیم نمود بآن همچنین باید همت سلطانیه و غیرت ایمانیه و از جمله مناقب او که باقی ملوک را میسر نشده این بود که اکثر لشکر او از اسیران دشمنان بود که بزور حسان فدوی میشدند و خدمت میکردند و از محاسن آن است که مصحف شریف بدست خود نوشته و آنرا در سفر با همراه خود میبرد و از ان تلاوت مینمود و از قوت رجا او این بود که غباریکه در وقت غزا بروی او مینشست انرا بر و مال گرفته در خریطه میکرد و وصیت نمود که آنرا همراه او در قبر گذارند و همچنان کردند و از جمله سعادت او این بود که در سه غزا برگشت و منهزم نشد بلکه نصرت نصیب او شد و گفته شد بر او که فلان جامه نجس است آنرا ترک کن گفت نجوست او سعادت مرا نمی پوشد پس شوم آن هیچ مضرت نرسانید فالحمدلله ذکر غزوۀ دیگر از غزوات منصور از جمله غزوات مشهوره منصور غزوه شهر شنت یا قب است و آن شهر در اخر جلیسیه و اعظم مشاهد نصارست اندلس و کنیسه آن شهر نزد نصاری بمنزله کعبه مشرفها و نزد مسلمانان بآن شهر سوگند میکنند و بقصد حج آن شهر میروند از شهرهای رومه و بطرف آن دکان میکنند که در آنجا قبر یعقوب است و آن یکی از دوانده حوارین عیسی علیه السلام و همراه بود او را در حضر و سفر و بمنزله برادر بود ـ و یعقوب بلقب نصاری یعقوب است ـ و متولی در بیت المقدس بود بعد از ان بیرون شده تمام و جوانب عالم را میگشت و مردم را بدین حضرت عیسی علیه السلام دعوت مینمود تا اینکه رسید باین شهر و بعد از مدتی مراجعت نمود بسوی شام و در آنجا فوت شد و عمر او بصدو بیست سال رسید پس داشتند نعش او را و بردند بکنیسه مذکور در آنجا آنرا دفن نمودند و هیچ ملک از ملوک اسلامیه قصد دخول آن کنیسه را ننمود جهة صعوبة مدخل آن و دشتی زمین آن منصور با عسکر بسیار در غزای تابستان از قرطبه در ماه جمادی الاخر در سال سیصد و هشتاد و هفت بیرون شده داخل شهر قوریه گردید چون رسید در شهر جلیسیه نزول کرد از اشراب سرهنگان که تحت اطاعت او شده بودند آمده در عسکر مسلمین داخل شدند و منصور لے یعقوب

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah, page 389. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0900/389 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0900/389
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record