Machine transcription
۸۰
نثار کن زهره طبق نثار بر سر گذاشته در قدوم تو انتظار می برد تا نثار مقدم
تو کند . استعاره بدیع اوست که کوکبه موکب نبوت را در جاجوئیای
معراج بابلیغ ترین وجهی تصویر میکشد. و از ابیات صیفی اوست
غسل کردن شیرین
چو قصد چشمه کرد چشمه نور فلک را آب در چشم آمد از دور
سهیل از شعر شکرگون برآورد نفیر از شعری گردون برآورد
پرند آسمان گون بر میان زد شد اندر آب و آتش در جهان زد
تن صافیش میغلطید در آب چو غلطد قاقمی بر روی سنجاب
چو بر فرق آب میانداخت از دست فلک بر ماه مروارید می بست
عجب باشد که گل را چشمه شوید غلط گفتم که گل در چشمه روید
در آب انداخت گیسوهای چون شست نه ماهی بلکه ماه آور در دست
اینگونه ابیات شیخ است که از تشبیهات غریب و خیالات دقیق بمنتای
رتبه شعری رسیده و سر مشقی از بهر نازکخیالی های متأخرین گردیده در بیت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
