Machine transcription
١٤٣
فیض روح القدس ار باز مدد فرماید
دیگران هم بکنند انچه مسیحا میکرد
بس کجکج و ناز که دیدست روزگار
چین قبای قیصر و طرف کلاه کی
گره بباد مزن گرچه بر مراد وزد
که این سخن بمثل باد با سلیمان گفت عدم اعتماد بربقا جان نفس
ای نور چشم من سخنی هست گوش کن
تا ساغرت پرست بنوشان و نوش کن
اعتمادی نیست بر دور جهان
بلکه بر گردون گردان نیز هم بی اعتمادی ببقا
نیز و هم هر دو حرف عطف و مرادفند و بیت فوق دلیل میشود برجواز اجتماع هر دو.
جهد و کوشش در ادراک حقیقت
ای بیخبر بکوش که صاحب خبر شوی
تا راهبر نباشی کی راهبر شوی
در مکتب حقائق پیش ادیب عشق
هان ای پسر بکوش که روزی پدر شوی
خوابت خورت ز مرتبه خویش دور کرد
انگه رسی بخویش که بیخواب و خور شوی
از پای تا سرت همه نور خدا شود
در راه ذوالجلال چوبی پا و سر شوی
گر نور عشق حق بد ل و جانت افتد
بالله کز افتاب فلک خوبتر شوی
گر در سرت هوای وصال است حافظا
باید که خاک درگه اهل هنر شوی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
