Machine transcription
(٣٥٩)
بارها گفته ام و بار دگر میگویم که من دل شده این ره نه بخود میپویم
برو ای ناصح و بر درد کشان خرده مگیر کار فرما قدر میکند این من چه کنم
برق غیرت که چنین میجهد از پرده غیب تو بفرما که من سوخته خرمن چه کنم
مرغ هر کوریتی از سر بیرون نخواهد شد قضا اسمانت دیگر گون نخواهد شد
مرا روز ازل کایم بجز رندی نفرمودند هر قسمت که آنجا شد کم و افزون نخواهد شد
مستور و مست هر دو چواز یک قبیله اند ماد دل بعشوه که دهیم اختیار چیست؟
در پس آئینه طوطی صفتم داشته اند انچه استاد ازل گفت همان میگویم
(٦) کمال و ترقی بزمانۀ مخصوصی تعلق ندارد بلکه این خیال غلطی
است ، مصرع که حریفان باده ها خوردند و رفتند
فیض روح القدس ار باز مدد فرماید دیگران هم بکنند انچه مسیحا میکرد
(٧) بندگان خاص فطرت علیحده دارند که هر شخصی از ان
نصیب بهره حاصل نیست . ٠ سه
گوهر جام جم از طینت خاک دگریست تو توقع ز گل کوزه گران میداری
فلسفه اخلاق
تعلیم اخلاقی حضرت خواجه اعلیٰ ترین تصویر فلسفۀ انسانیت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
![Scanned page 364 of [Shiʻr al-ʻajam]](https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0798/00364.jpg)