Machine transcription
(٢٥٤)
قرب چهل سالست تاسيکان قانى عزيز طبع سلمان ميكند در كوشه عزل جست
در قفای حضرت عمر جوانی گشت مضر نوبت پیری رسید اکنون با حضرت نيست
گوشه خواهم گرفتن تا اگر عمری بود چند روزی بگذارنم در دعادولتت
علت پیری در دا و ضعف چشم و گوشم میبرد در دسترن بنده را از خدمتت
گفته ام در باغی فصلی دو سه نزار جا چشم دارند بنده اند در خاکه دون حشمتت
قطعه دوم
اولا انست که چون نیت عزت داد بنده زین دائره جمع جدا خواهد بود
مدتی مالک ملک شعرا بوده بحق زین زمان خادم جمع فقرا خواهد بود
چند ازین در پی مخلوق بسر میگردید بعد ازین بر در معبود بپا خواهد بود
بنده تا زنده بود و جه معاش بند هیچ شک نیست که از شما خواهد بود
لیک دارم طمع آن که معین باشد که مرا وجه معیشت زکجا خواهد بود
قطعه سوم
دیگر انهست که محبوب جهانمقری شاه آمد از بندگی شاه که میفرماید
رو بگو بندۀ دیرینۀ ما سلمان را که بخواه از کرمم هر چه ترا میباید
بنده بر حسب اشارت طلبی کرد درو داشت مبذول چنانکز کرم شاه آید
وعده دین است که دین من گر زانجه ذمۀ همت خود شاه بر می می شاید
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
![Scanned page 259 of [Shiʻr al-ʻajam]](https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0798/00259.jpg)