Machine transcription
(١٤٢)
به رده ز روی شفقت بر گرفت شکافتا نان سرم در گرفت
ح کیقباد کلابر تخت سلطنت تمکن یافت بر ندیم و عیاشی نگاه کرد،
پدرش بغرا خان که در بنگال میبود ازین عمل پسر آگاهی یافته
اراده با طن
از بنگال روانه شد کیقباد با طغان بمقابل پدر برخاست
چنانچه عسکر با عظمتی بهم آورده از دِہلّی بر آمد و در عرض راه
در میان میان هر دو رسید
نامه و پیام بهم بفرستادند تا اینکه کار شان به صلح انجام گرفت
و کیقباد بسوی دہلّی برگشت ، امیر خسرو بموضوع اتحاد و ممصا[؟]
پدر و پسر قصیده نوشت که اینک چند شعر می ازان مینویسیم :
زہی ملک خوش چون دو سلطان یکی شد زہی عہد خوش چون دو تنما یکی شد
پسر پادشا ہے پدر نیز سلطان کنون ملک بین چون دو سلطان یکی شد
ز بهر جہانداری و پادشاهی جهان را دو شاه جهانبان یکی شد
یکی ناصر عہد محمود سلطان که فرمانش در چار ارکان یکی شد
دگر شه معزّ جهان کیقبادی که در بطش ایران و توران یکی شد
چون کیقباد تمنا داشت که این همه واقعات رزم به پیرایه نظم
تحریر شود بدان لحاظ امیر خسرو را خواسته خواہش خود را اظهار کرد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
![Scanned page 147 of [Shiʻr al-ʻajam]](https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0798/00147.jpg)