Machine transcription
( شماره ۳)
مهالیک متمدینه می توان مشاهده نمود دیگر حس است که بذریعه آن انسان بعبادات و ملکات فاضله بوده ضد آنرعایت
چه هر مملکتی که از روی علم وتمدن تاثیرات خارجی را در وجود خود انتقال داده حسن ادره قوی بدنی و سلامتی مزاج
واصلاح اخلاق زیاده تر پیش رفته است و ارادات خودش را بوسیله آن تحریک است بمقصد ننجام و ایفای وظایف و
منازعات ودعاوی در محاکم عدلیه ودوایر می نماید . تکالیف خویش در حیات ، سپس
پولیس شان کمتر اتفاق می افتد . ثالثاً اقتدار که بتوسط آن از اعمال خود فراهم نمودن وسایل و موجبات يك
در حالتیکه هنوز اهالی آن متحلی اخذ نتیجه میدارد . زنده گانی آبر و مندانه ایست از طرق
باخلاق نشده و جریان مسائل خلاف اخلاقی در صورتیکه این سه قوه ممتازه انسانی مشروع بوسیله سعی وعمل .
در آنجا حکمفرما باشد حکومات طبعاً قوانین باساس تربیه و پیروی بمطالب اخلاقی در قسمت دوم: تکالیف و وظایفی است
و مجازات را در آنمملکت شدید میگذارند وجود انسان تقویه شده و شروع که انسان در مقابل عموم ابنای و ایفای
ولی در جائیکه مردم متصف بفضایل وصفات بکار و ایفای وظایف و عملیات خود می آن مجبور میباشد :
اخلاقی شده باشند بعکس آنست . منبع نماید ، طبعاً انسان مصدر خوشبختی شده ۱ : مقابل خانواده مثل : پدر ، مادر
فسادات اخلاقی اساساً در یک قوم وملتي شخص وی و هم جامعه ازاو خودش برادر ، خواهر عیال و اولاد ، غیره
مستفید میگردد و مجلین شخصی اخلاقی
دوچیز است . انسان و متصف بودن بفضایل انسانی جائز اقارب ؛ چه در موقع عسرت و بدبختی
اول : جهل که مردم بوظایف وتکالیف و سزاوار است . با دیگر مواقع قدریکه او نسبت بسایرین
خود ندانسته از مقتضیات اخلاقی بی خبر طوریکه عرض شد که انسان در حیات طالب رحمت و محبت و تعاون آنهائی و
خویش تکالیف و وظایفی در انسبت بشخص آنها تو را مقدم بدیگران خدمت و كمك
می مانند . خودش و هم بجامعه دارا بوده و مدیون کرده اند لابد از تو هم نسبت بسایرین
دوم : افساد متنفذین ومقتدرین است که بتادیه آن میباشد عبارت از مطالبی است طالب رحمت و محبت و تعاون تو بوده و
روح اخلاقی طبیعی راهم در وجود اشخاص که باین تفریق توضیح می یابد : مدیون آنهائی و ابدانیست این حق
کشته و آنهرا بمقاصد خویش استعمال و قسم اول : تکالیف و وظایف شخصیه وا جب التادیه را فرا موش نمائی .
در طرق سوء اخلاقی سوق مینمایند . که این هم اساساً بدو قسمت منقسم این قسمت مراعات و تکالیف که نسبت
استفاده از فضایل اخلاقی ومتنبه شدن میشود . به خانواده مرعی میشود آنرا موسوم
از اینکه انسان دچار مراتب سوء اخلاقی اول : رعایت حقوق و احترام باری باخلاق فامیل و یا خانواده کی کرده اند
تعالی جلت مجده که خالق و آفریده گار که این مرتبه اول تجارب و زمینه عملیات
نشود بازهم بوسیله همان قوای فاضله ایست ماست و بایستی وظایف بنده کی ولوازم اخلاقیست برای يك انسان که در صورت
که خداوند متعال ممتازاً نسبت بدیگر اطاعت و انقیاد تماماً بحضور حضرت باری حسن اجرای این وظیفه و بر آمدن از
مخلوق در وجود انسان مودوع فرموده است تعالی بجا آورده شود . عهده اش ممکن است انسان در ملت و
یعنی عقل طبیعی که بواسطه علم صیقل دوم : تکالیف و وظایفی که باید بشخص اجتماعات بشری از عهده تکالیف و
شده باشد وانسان بوسیله آن بین خیر و نفس است غرض از تهذیب نفس و وظایف عمومه اخلاقی بدرستی برآمده
وشر ، زشت وزیبا فرق میگذارد . اخلاق و تزکیه روح و جلب و اعتیاد خواهد توانست .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
